بدون تردید شهیدان نزد خداوند متعال از رزق و روزی بهرهمندند و ما به عنوان انسانهای خاکی، اگر اندکی انصاف داشته باشیم، همه زندگی مادی و معنوی خود را مدیون شهدا هستیم. شهدایی که امنیت، عزت و آرامش امروز کشور مرهون انتخاب آگاهانه و شجاعانه آنان است که مسیر حق را برگزیدند و برای اسلام، ایران و امنیت مردم، جان خود را خالصانه تقدیم کردند.

همه شهدا عزیزند، اما شهدای غریب در اسارت، ویژگی خاصی دارند. آنان معنای مرز را تغییر دادند. وقتی از مرز سخن میگوییم، معمولاً به جغرافیا میاندیشیم، اما این شهدا از مرزهای جغرافیایی عبور کردند و مبارزه را در میدان حق و باطل معنا کردند.
زنده بودن، تنها به نفس کشیدن نیست، بلکه حیات حقیقی در پایبندی به ایمان، مقاومت و دفاع از حق معنا پیدا میکند.
شهدای غریب در اسارت به ما نشان دادند که آزادگی به جغرافیا و مکان وابسته نیست؛ ممکن است انسانی در کشور خود زندگی کند اما با ذلت، بیشجاعتی و دور از مردانگی نفس بکشد در حالی که آزاد زیستن، معنایی فراتر از حضور در وطن دارد. این عزیزان در دوران اسارت، مفهوم آزادگی و زیست مؤمنانه را بهتمامی معنا کردند و نشان دادند که یک مسلمان میتواند حتی در بند دشمن نیز آزاده بماند.
شهدای میدان نبرد در اوج حماسه در جمع رزمندگان و در سرزمین خود در لحظهای کوتاه و در چند ثانیه یا دقیقه به شهادت رسیدند اما شهدای اسارت در غربت، زیر شکنجه و فشار دشمن، بارها و بارها رنج شهادت را تجربه کردند.
روایتهای آزادگان از فجایع، شکنجهها و جنایتهای رژیم بعث عراق نشاندهنده عمق مظلومیت اسرا و شهدای غریب در اسارت است؛ روایتهایی که بخشی از آن را از زبان خود آنان شنیدهایم و بیانگر ابعاد گسترده جنایتهای دشمن است
دشمنان اسلام، نظام و انقلاب اسلامی، فشارهای روانی و جسمی فراوانی بر رزمندگان و اسرای ما وارد کردند و انواع شکنجههای روحی و جسمی را علیه آنان به کار گرفتند.
منافقین وطنفروش نیز با خیانت به کشور در کنار رژیم بعث قرار گرفتند و اسرای ایرانی را مورد آزار و اذیت قرار دادند، اما آنچه رزمندگان ما را حفظ کرد، دو عنصر ایمان و هوشمندی بود.