ویرگول
ورودثبت نام
Misaki
Misakiمن یه دخترم که داستان هایی رو که توی ذهن خودم خلق کردم اینجا مینویسم.تازه من یه اوتاکو هم هستم.
Misaki
Misaki
خواندن ۱ دقیقه·۲ سال پیش

کاراکترهای انیمه ای در ایران پارت۹

زینگگگگگگ*(صدای در)

من:یا امام زاده بیژن مظلوم کیه؟

هیماری:مامان بابا های همه جز تو و هارو.

من:چپوندن کاراکترا تو اتاقا* در رو بزن.

اندکی بعد*

از زبان خودم*

خب فهمیدیم کهه همه مامان بابا ها اومدن جز مامان بابای منو هارو.به به.آره دیگه همه هم رفتن خونه هاشون الان منو هارو ایم با کاراکترا.

من: درحال گشتن در گوشی*

هارو:درحال هیچ کاری کردن*

کاراکترا:درحال زر..چیز سخن گفتن*

من:هارو...

هارو:بله؟

من:امروز چند شنبه اس؟

هارو:یکشنبه.

من:آها...چیییییییییییییییییییی؟

هارو:درد چرا داد میزنی؟

من:بابا امروز کلاس باله دارم ساعت چنده؟

هارو: ۳ و نیم ظهر.

من:آخیش دیرم نشده.*نگاه به گوشی* عههه امروز ۱۵ امه باید شهریه بدیم.عهه پس نمیرم.هاهاها.

هارو:اوکی نرو.

من:*گشتن در گوشی* عه چند وقت دیگه کنسرت بلک پینکه،منم نمیتونم برم.عر.

یهو آی و روبی و آکوا و دایسوکه از آسمون افتادن پایین،بعد پلک زدم از توکیو ریونجرز فقط مایکی،دراکن و باجی و چیفویو موندن.بقیه هم کلا به جز اِما،ری و نورمن رفته بودن.

من:از آسمون کاراکتر میباره.

هارو:آره.

گیگیلیییی
گیگیلیییی

من: یکی برای جدیدا جز آی و روبی توضیح بده این دوتا رو خودم توضیح میدم.

بعد توضیح*

من:وایسااااا.(با لحن کش دار)دایسوکه جونممم منو می‌بری کنسرت بلک پینک.*چشای گوربه ای*

دایسوکه:واسه همه بلیط کنسرت و هواپیما گرفتم لایت استیک هم گرفتم هرکی هشت تا خراب شدن استفاده کنین.

من:دمت گرم داداش.فقط کی راه بیفتیم؟

دایسوکه:چهار ساعت دیگه.

من:ملتتتت جمع کنینننننن وسیلهههه برداااریننننننننننننن*هوار زدن*

دوساعت بعد:




















بیا پایین.






























یکم دیگه.




































































________________________________

ببخشید مارم اوت کرده بود

بایییییی.

اگه تابستون نبودم اصلا،بدونین مُردم

منو
۲
۰
Misaki
Misaki
من یه دخترم که داستان هایی رو که توی ذهن خودم خلق کردم اینجا مینویسم.تازه من یه اوتاکو هم هستم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید