mashoogh·۲ روز پیشسیاهی بدون نورنمیخوام اینجا باشم ودوباره همه انتظارا افتاد رو دوش خم شده من..میخوام فرار کنم ..دست از سرم بردارن..صدای موزیکو تو گوشم زیاد میکنم تا شاید…
mashoogh·۲ روز پیشفاقد عنوان..مدت زیادی میشه با کلمه ها غریبه شدم..یه غریبه اشنا که همه منو میشناسه..منو دیده..منو شنیده و منو لمس کرده.یادم میاد یه روزایی از بغل هم جم…
سکوت شبدرمدرسه+من·۱۱ روز پیشجورابی که کفشم بود«کفش نداشتم، اما رؤیایم پا داشت… قصهی دختری که با جورابهایش به کلاس درس رفت.»
دخترک دهه ۶۰·۲۳ روز پیشعمر منو گرفتن رهام کردن بمیرنشاید برای خیلیا قابل درک نباشه و خیلیا بگن همت کن خودت زندگی کن ۴۲ سالته و فلان ....من یک ۴۲ ساله ی آسیب دیده ی روحی و جسمی هستم کسی که از…
<sora>·۱ ماه پیشپیچک>گاهی برای آروم شدنم تقصیراتو گردن همه میندازم الا خودم. کار اشتباهی که کل عمرم به عنوان سپر دفاعی ازش استفاده کردم. ولی میشه منکر این شد که…
Surena Abasi4030·۱ ماه پیشبه چشم نیومدنمبه چشم نمیاد برام فحش شده قلبم درفش نقش من یک مشته محکمم هر چی زیاد باشه غمم غمو منو دشمنام ترکیبه ثابتیم منو نابودی یکی با خوشحالی متفاوت…
ژولیده خسته. .. .. . علی احمدی پیشکوهی·۲ ماه پیشگیلان غرب..سال60..سومیادم رفت از اتفاقی که در دیزی کش افتاد قبل از اینکه با گلوله مستقیم تانک شکار بشم😂 ناگفته نمانه تانک ها دو نوع گلوله در خشاب دارن گلوله جن…
مریم·۲ ماه پیشیک روز دیگه.چشمانم را باز کردم همه چی روشن شد صبح آغاز شد،دوباره چشمانم را بستم و تاریک ... نور اذیتم میکرد صداهای زیادی رو می شنیدم گنجشکان ،رفت و آمد…
اهورا هاشمی·۲ ماه پیش13توی تموم زندگیش ی چیزی میخواست فقط ی چیز میخواست زمانی که داشت توی توالت دنبال اون گردنبند میگشتم ناگهان چیزی دیدم که نظرمو جلب کرد آیینه…
خادم قلــــــــم·۳ ماه پیشیک خاطره اثاثیجلوی در حیاط، مثل کسی که منتظر یک ناجی است ایستاده بودم، اما ناجی ما یک خاورِ پا به سن گذاشته بود که خودش بیشتر از ما نیاز به نجات داشت.با…