خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید مرا مسافرِ شب های انتظار کشید

می وزد بوی تو و شاعر حیران کم نیست
می روی...پشت سرت بی سر و سامان کم نیست🌹

ناز بنیاد کن و شعله ورم کن اما
«زلف بر باد مده» تازه مسلمان کم نیست🔥

وصف گیسوی تو بر عهده ی «قاآنی» هاست
لابلای غزلم بیت «پریشان» کم نیست😭

باش و هرلحظه به شعرم نفسی تازه ببخش
صحبت از معجزه های تو در ادیان کم نیست💧

چقدر بعد تو باید بنویسم ای عشق؟
واژه ها خسته شدند این همه تاوان کم نیست...🥀