چگونه دستیارهای شخصی هوشمند روی رفتار فرزندانمان اثر می‌گذارند؟

طراحی حساس به ارزش چیست؟ مطابق تعریف پژوهشکده طراحی حساس به ارزش دانشگاه واشینگتن، طراحی حساس به ارزش رویکردی به توسعه محصولات تکنیکی است که ارزش های انسانی را به طریقی منسجم و جامع در فرآیند طراحی در نظر می گیرد. این ارزش‌ها، ارزش‌های اخلاقی و عرف‌های اجتماعی و گرایشات فردی را در بر می گیرند. برای فهم بهتر بایستی توجه کنیم که طراحی حساس به ارزش تنها در رویکردی خاص به فناوری قابل دفاع است. این موضعی است که خانم باتیا فریدمن آن را موضوع تعاملی به فناوری می نامد. مطابق این نگاه:

«انسان‌ها که به عنوان افراد، سازمان‌ها یا جوامع عمل‌می کنند ابزارها و فناوری‌هایی را که طراحی‌می کنند و به کار می‌بندند شکل می‌دهند؛ در طرف مقابل، این ابزارها و فناوری‌ها نیز تجربه و جامعه انسانی را شکل می‌دهند.» (فردیمن و همکاران، 2018، ص. 68).

در این نگاه خود ابزارها و فناوری‌ها از نظر ارزشی خنثی نیستند و اینگونه نیست که صرفا نحوه استفاده ما انسان ها از این فناوری‌ها حامل ارزش باشد. در طرف مقابل، این گونه نیست که نوعی جبرانگاری در مورد طراحی و بکارگیری فناوری‌ها وجود داشته باشد که امکان تاثیر گرفتن از ارزش های انسانی وجود نداشته باشد. بلکه یک رابطه دوسویه ارزشی میان انسان به عنوان طراح/استفاده کننده از فناوری‌ها و فناوری به عنوان واسطه میان انسان و جهان وجود دارد.




ارزش‌های گوناگونی وجود دارد. برخی از ارزش‌ها گستره جهانی دارند و برخی محدود به فرهنگ های خاصی هستند. به هر حال به عنوان مثال می‌توان ارزش هایی چون رفاه انسانی، مالکیت، حریم شخصی، آزادی از تعصب، اعتماد، خودمختاری، مسئولیت پذیری، ادب و نزاکت را از جمله ارزش‌های بارزی دانست که در طراحی ابزارهای مختلف می‌توان به آن‌ها اندیشید. جالب است بدانید که از زمان ظهور این رویکرد در دهه ۹۰ میلادی، همواره ارتباط و تعامل انسان و ماشین مورد توجه اندیشمندان بوده است. امروزه دستیاران شخصی یکی از شاخص ترین حوزه های تعامل انسان و فناوری اطلاعات هستند. از این رو جالب است ببنیم طراحی حساس به ارزش چه فرصت ها و امکاناتی را می تواند در این حوزه فراهم آورد.

چگونه دستیارهای شخصی روی فرزندانمان تاثیر می‌گذارند؟
چگونه دستیارهای شخصی روی فرزندانمان تاثیر می‌گذارند؟

در این جا صرفاً می خواهیم با یک مثال، هم طراحی حساس به ارزش را روشن کنم و هم یک کاربست آن را در دستیاران شخصی توضیح دهم. جالب است بدانید که کودکان نیز کم کم به خیل استفاده کنندگان از دستیاران شخصی می پیوندند. برای مثال والدین کودکان درخودمانده (اوتیست) که ارتباط با آن ها از چالش های بزرگ والدین و اطرافیانشان است از امکانی که دستیاران شخصی برای فرزندانشان فراهم آورده‌اند بسیار ممنونند. صد البته استفاده از دستیاران شخصی در این طبقه سنی مختص کودکان در خودمانده نیست. کودکان می توانند بسیاری از درخواست ها و سوالاتشان را با دستیار شخصیشان در میان بگذارند. دغدغه‌ای که خیلی زود در میان والدین سربرآورد، تغییر رفتار کودکانی بود که استفاده زیادی از دستیارهای شخصی داشته‌اند. این کودکان آموخته بودند که دستور دهند و اطاعت شوند. شاید برای سیری و الکسا و کورتانا مهم نباشد که کاربر چقدر مودبانه درخواستش را مطرح می کند ولی یک کودک یاد می گیرد که می تواند هر طور بخواهد دستور دهد. خیلی زود والدین احساس کردند که تعامل روزمره کودکانشان با اطرافیانشان دستخوش تغییر شده است. گوگل و آمازون به این دغدغه والدین خیلی زود پاسخ گفتند. در نسخه های اصلاح شده برای کودکان، دستیار شخصی از کودک می خواهد که پس از درخواست، «کلمه جادویی» (یعنی لطفاً) را نیز به زبان آورد. پس از درخواست نیز از مودب بودن کودک تشکر می کند.

این اصلاحیه از چند جنبه قابل تحلیل است. اول این که بایستی دقت شود که یک ارزش در طراحی فنی این محصول وارد شده است. بدون دریافت کلمه جادویی، دستیار صوتی پاسخی به درخواست کودک نمی دهد. این یک مثال بارز از نهادینه کردن یک ارزش (ادب و نزاکت و تربیت صحیح فرزند) در طراحی و تولید یک محصول فنی است. این نشان می‌دهد که فناوری می تواند روی تجربه و رفتار انسان اثر بگذارد و همچنین از آن اثر بگیرد؛ یعنی دقیقا همان چیزی که موضع تعاملی به فناوری به آن قائل است. مسئله بعدی منشأ و خاستگاه ارزش هاست. در این جا این کاربران به عنوان مهم ترین گروه از ذی نفعان هستند که از تأثیر ارزشی یک محصول، روی یک قشر خاص از مخاطبان آگاه شده اند و مطالبه گری می کنند. شاید اگر دغدغه والدین نبود هیچ گاه به ذهن طراحان چنین مسئله ای خطور نمی کرد. از این رو کاربران و ذینفعان یک محصول مهم ترین گروهی هستند که بایستی بازخورد آن ها از جایگاه ارزشی یک محصول به همراه پیشنهادهایشان اخذ شود.