پاسخ کوتاه:
تا زمانی که سیاستگذاری کلان دامپروری در ایران دچار سردرگمی، عدم ثبات اقتصادی، بحران نهادههای دامی و فرار نیروی انسانی باشد، نوسانات قیمت گوسفند زنده نهتنها ادامه خواهد داشت بلکه احتمال جهشهای غیرقابل پیشبینی نیز وجود دارد. اما برای درک دقیقتر و یافتن راهکارهای عملی، توصیه میکنم ادامه این تحلیل تخصصی را با دقت بخوانید.

در سالهای اخیر، قیمت گوسفند زنده در ایران دیگر نه بر اساس منطق بازار، بلکه در میان گردابی از تصمیمات دولتی، بحرانهای اقلیمی، تورم افسارگسیخته و سردرگمی در زنجیره تولید بالا و پایین میرود. دامدار ایرانی نه میداند که فردا چه قیمتی باید بفروشد، نه اینکه با چه هزینهای باید پرورش دهد. آیا این وضعیت پایانی دارد؟
در این تحلیل دقیق و تجربهمحور، به پشت پرده نوسانات بازار گوسفند زنده می پردازیم. از اشتباهات ساختاری در سیاستگذاری تا بحرانهای پنهان در مزرعه و بانک. برای درک عمیقتر این معما، ادامه مقاله را از دست ندهید.
نوسانات قیمت گوسفند زنده در ایران دیگر به یک روند غیرعادی یا مقطعی محدود نیست. بر اساس دادههای آماری رسمی و تجربیات دامداران سراسر کشور، عمده دلایل این نوسانات شامل موارد زیر است:
تورم عمومی کشور:
در سالهای اخیر و بهویژه تا مرداد ۱۴۰۴، نرخ تورم سالانه در حوزه کشاورزی و دامپروری همواره بالاتر از میانگین کل کشور بوده است. این یعنی در حالی که دامدار با افزایش هزینه تولید مواجه است، بازار مصرف از پس خرید با قیمت واقعی برنمیآید.
خشکسالی گسترده و بحران منابع آب:

طبق گزارش سازمان هواشناسی کشور، بیش از ۷۰٪ مراتع ایران در وضعیت بحرانی یا هشدار قرار دارند. نتیجه؟ کاهش دسترسی به علوفه ارزان مرتعی و افزایش وابستگی به خوراک دام صنعتی.
افزایش بیرویه قیمت نهادههای دامی:
ذرت، سویا، جو و مکملهای معدنی، گاه تا سه برابر نسبت به سال ۱۴۰۱ افزایش قیمت داشتهاند. آن هم در شرایطی که واردات یا در انحصار است یا با ارز نیمایی و سازوکار نامناسب انجام می شود.
کمبود شدید نیروی انسانی و مهاجرت روستاییان:
بسیاری از دامداران امروز خودشان هم چوپانند، هم مدیر و هم کارگر. نبود کارگر ماهر در روستاها و شهرها، کار را طاقتفرسا و غیراقتصادی کرده است.
تحلیل روند قیمت گوسفند زنده بدون مرور آنچه در سالهای گذشته رخ داده، ناقص است:
ورشکستگی اکثر دامداران در سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲:
افزایش یکباره هزینهها در کنار سقوط تقاضا بهویژه در ایام کرونا و پس از آن، منجر به ذبح اضطراری دامها شد. کاهش تعداد دامها در سالهای بعد به افزایش قیمت منجر شد، اما این افزایش قیمت به جیب دامدار نرفت، چون زنجیره توزیع ناعادلانه است. به جز این موارد رشد قیمت نهاده های دامی نیز بسیار بر این روند اثر گذار بود.
سیاستهای مقطعی و متناقض دولتها:
از حذف یارانه نهاده تا ممنوعیت صادرات و بعد رفع ممنوعیت در فواصل کوتاه، سیاستگذاران با تصمیمهای ضربتی و فاقد ثبات، عملاً فرصت هرگونه برنامهریزی را از تولیدکننده گرفتهاند.

این سوالیست که بسیاری از دامداران از خود میپرسند:
چرا با وجود گرانی علوفه، دارو، آب، برق، کارگر و واکسن، قیمت گوسفند زنده هنوز پایین است ؟ (البته از نگاه دامداران نه مردم عادی)
پاسخ چندلایه دارد:
بازار تابع قدرت خرید مصرفکننده است، نه هزینه تولید:
حتی اگر هزینه پرواربندی بره به ۵ میلیون تومان برسد، اگر مردم نتوانند حتی کیلویی ۵۰۰ هزار تومان گوشت بخرند، بازار کششی از خود نشان نمیدهد و دامدار مجبور به فروش با ضرر میشود.
نبود برندینگ دام ایرانی:
اگر گوشت گوسفند ایرانی بهدرستی در بازار داخلی و خارجی معرفی شده بود، امروز بازار هدف با استقبال بالا و قیمت منصفانهتری مواجه بودیم.
ضعف در زنجیره تأمین و قیمتگذاری چنددستگاهه:
قیمت نهایی گوشت توسط میدان ترهبار، قصاب، دلال و توزیعکننده تعیین میشود، نه دامدار.
بخش چهارم: نگاه آیندهنگرانه | این نوسانات تا کی ادامه دارند؟
سناریو بدبینانه:
اگر وضعیت فعلی ادامه یابد، دامداری ایران از وضعیت نیمهسنتی رو به فروپاشی دامپروری خواهد رفت. افزایش واردات گوشت یخزده ارزان از کشورهای همسایه و حذف تدریجی دام بومی، نتیجهای جز وابستگی غذایی نخواهد داشت.
سناریو خوشبینانه:
با اصلاح سیاستهای حمایتی، شفافسازی نظام توزیع، تسهیل صادرات، تقویت تعاونیهای دامداران، و بازنگری در نظام تأمین نهادهها، این نوسانات میتواند طی ۲ تا ۳ سال کاهش یافته و بازار به ثبات نسبی برسد.
از تولید سنتی صرف پرهیز کنید:
بدون بهینهسازی خوراک، ژنتیک، فضای نگهداری و مدیریت هزینه، بقا ممکن نیست.
مستندسازی هزینهها را جدی بگیرید:
بدون داشتن اطلاعات دقیق از نقطه سر به سری و هزینه تمامشده، وارد بازی با قیمت نشوید.
مستقیماً بفروشید:
راهاندازی کانال فروش مستقیم به مصرفکننده (چه در فضای مجازی یا محلی) میتواند سود را تا ۳۰٪ افزایش دهد.
همصدا شوید:
عضویت در اتحادیهها و تعاونیها ابزار فشار برای تغییر سیاستهای معیوب است.
نقش رسانهها و فضای مجازی در التهاب یا شفافسازی بازار گوسفند
از شایعات تلگرامی درباره قاچاق دام تا تبلیغات فریبنده درباره سود پرواربندی. آیا اطلاعات غلط بازار را بیشتر بههم میریزد؟
در دنیای امروز، فضای رسانهای بهویژه شبکههای اجتماعی، نقشی دوگانه و گاه متناقض در بازار دام ایفا میکنند. از یک سو، ظرفیت این رسانهها برای آموزش دامدار، اطلاعرسانی سریع، معرفی فروشنده و خریدار واقعی، ابزاری مفید و تحولزا محسوب میشود. از سوی دیگر، انتشار گسترده اطلاعات غلط و شایعات، بازار را در وضعیتی بیثبات و التهابآلود قرار داده است.
برای مثال، در اواخر تیرماه ۱۴۰۴، یک کانال تلگرامی مدعی شد که حجم بالایی از دام زنده از استان کرمانشاه بهصورت قاچاق به عراق منتقل شده، و همین موضوع باعث افزایش قیمت ناگهانی در تهران شده است. چند ساعت بعد، همان خبر توسط کانالهای دیگر بدون منبع بازنشر شد. نتیجه؟
خریداران وحشتزده، فروشندگان مردد، و جهش قیمت بدون پشتوانه اقتصادی.
از سوی دیگر، تبلیغات فریبنده در اینستاگرام مثل "سود قطعی ۷۰ درصدی پرواربندی در ۹۰ روز" بسیاری از جوانان روستایی را فریب داده که بدون تجربه و پشتوانه وارد حوزه شدهاند و طی ماههای گذشته دچار ضرر جدی شدهاند.
بهبیان ساده، رسانهها باید مرز بین «آگاهیبخشی» و «دستکاری بازار» را بشناسند. اما تا زمانی که نظام رسانهای دامداری کشور فاقد نهاد ناظر و تحلیلگر حرفهای باشد، این التهاب ادامهدار خواهد بود.

آیا حمایتهای بانکی دامدار را نجات میدهد یا به باتلاق بدهی میبرد؟
بررسی وضعیت وامهای دامپروری، سختگیریهای وثیقه، نرخ سود، و اینکه چرا بسیاری از دامداران ترجیح میدهند از بازار سیاه قرض بگیرند تا از بانک رسمی!
در نگاه اول، تسهیلات بانکی ویژه دامداران یکی از ابزارهای حمایت دولتی از تولید بهنظر میرسد. اما در عمل، همین وامها گاهی بهجای پُل نجات، تبدیل به باتلاق بدهی میشوند.
بر اساس گزارش رسمی اتحادیه دامداران استان فارس، از هر ۵ دامدار متقاضی وام سرمایه در گردش، فقط ۱ نفر موفق به دریافت تسهیلات میشود. دلیل؟
نیاز به وثیقه ملکی با ارزش بالا (که بسیاری از دامداران روستایی فاقد آن هستند)
طولانی بودن روند اداری (بیش از ۹۰ روز انتظار برای بررسی پرونده)
نرخ سود رسمی بالا (بین ۱۸ تا ۲۳ درصد، در شرایطی که بازگشت سرمایه دامداری بسیار کند و پرریسک است)
این در حالی است که برخی دامداران ترجیح میدهند از بازار غیررسمی پول قرض کنند، حتی با نرخ سود ماهانه ۳ تا ۵ درصد! چرا؟ چون پول نقد، فوری، بدون وثیقه و بدون بروکراسی است.
واقعیت این است که نظام بانکی ایران با مدل تولید دام همراستا نیست. زمانبندی بازپرداخت، نرخ سود و شروط سختگیرانه، هیچکدام با چرخه اقتصادی یک واحد دامداری سازگاری ندارند. نتیجه؟
یا دامدار از دریافت وام منصرف میشود، یا پس از دریافت، دچار بدهی سنگین و ورشکستگی میشود.
اشتباهات تکرارشونده دولتها در قیمتگذاری گوسفند زنده
از قیمت دستوری تا مداخلات فصلی در بازار. چطور تصمیمات بیثبات دولتی به نوسانات بیشتر دامن زد؟
یکی از پاشنههای آشیل بازار گوسفند زنده در ایران، دخالتهای مقطعی، غیرکارشناسی و گاه شتابزده دولت در تعیین قیمت یا محدودسازی صادرات و واردات دام زنده است.
برای نمونه، در نوروز ۱۴۰۳، دولت با هدف کنترل قیمت گوشت قرمز، صادرات دام زنده را ممنوع کرد. این در حالی بود که هزینه تمامشده هر کیلو دام زنده برای دامدار، حدود ۱۵۰ هزار تومان بود اما قیمت بازار حدود ۱۱۰ هزار تومان. ممنوعیت صادرات، تنها گزینه فروش سود ده را از دامدار گرفت و او را وادار به فروش زیر قیمت کرد.
در مقابل، در ماه رمضان، با افزایش تقاضا، دولت اجازه صادرات داد ولی واردات نهاده را محدود کرد! یعنی دقیقاً در زمانی که دامدار به خوراک ارزان نیاز داشت، قیمت جو و ذرت در بازار آزاد به شدت افزایش یافت.
همچنین، تعیین قیمتهای دستوری دام زنده بدون در نظر گرفتن قیمت علوفه، دارو، واکسن، کارگر و ... نوعی بیعدالتی ساختاری است که تولیدکننده را قربانی رضایت مصرفکننده میکند.
تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که بازار دام زنده باید بر اساس اصول عرضه و تقاضا، واقعیسازی هزینهها، و تسهیل تجارت بینالمللی مدیریت شود، نه با شعارهای فصلی و وعدههای کوتاهمدت. در غیر اینصورت، نوسانات نهتنها ادامه مییابد بلکه دامدار را برای همیشه از میدان بیرون میکند.
نتیجهگیری نهایی
نوسانات قیمت گوسفند زنده نه نتیجه یک عامل، بلکه حاصل زنجیرهای از ناکارآمدیها، بحرانها و فقدان حکمرانی تخصصی در صنعت دام ایران است. اگر قرار است این وضعیت پایان یابد، باید تصمیمسازان، دامداران، خریداران و فعالان بخش خصوصی همگی به درک مشترکی از وضعیت موجود برسند و با برنامهای چندساله، دامداری ایران را از مسیر فرسایشی فعلی نجات دهند.
سوالات متداول
چرا قیمت گوسفند زنده در زمانهای خاص (مثلاً عید قربان یا محرم) جهش میکند؟
به دلیل تقاضای فصلی بالا و نبود ذخایر استراتژیک دام زنده در کشور.
آیا صادرات گوسفند زنده به ثبات بازار کمک میکند یا برعکس؟
اگر به شکل نظاممند و سهمیهای انجام شود، میتواند تعادل عرضه و تقاضا را حفظ کند. صادرات بیبرنامه اما موجب کمبود داخلی خواهد شد.
بهترین واکنش دامدار به این نوسانات چیست؟
تنوعبخشی به بازار فروش، اصلاح مدیریت گله، و کاهش وابستگی به نهادههای گران وارداتی.