ویرگول
ورودثبت نام
بهنام حسين نژاد
بهنام حسين نژادنویسنده مترجم با مدلسازی ذهنی از خاطرات_رویدادهای زندگی_ترس ها_ امیدها_ ایده های ناب
بهنام حسين نژاد
بهنام حسين نژاد
خواندن ۳ دقیقه·۲ روز پیش

تکرار ملال‌آور نیست، اگر هر بار تفاوت بیافرینی

چه می‌شود اگر تکراری که از آن وحشت دارید، همان چیزی باشد که می‌تواند شما را آزاد کند؟

تکرار خسته‌کننده نیست - اگر هر بار تفاوتی ایجاد کنید. ژیل دلوز، فیلسوف فرانسوی، ایده عجیبی دارد. او می‌گوید ما در دنیایی از «همان» زندگی نمی‌کنیم. هر چیزی که تکرار می‌شود، «تفاوتی» را در درون خود دارد. حتی نوشیدن یک لیوان آب: هر بار، دمای دست شما، وضعیت گلوی شما، کیفیت خستگی شما، خشکی دقیق دهان شما، خاطره زودگذری که هنگام بلعیدن به ذهنتان می‌رسد - همه متفاوت هستند. تکرار خالص وجود ندارد.

و با این حال، زندگی‌هایی وجود دارند که مانند تمسخر این ایده به نظر می‌رسند - زندگی‌هایی که ظاهراً در همان درد، همان صبح‌های خاکستری یخ زده‌اند. مردی را در نظر بگیرید که سال‌هاست هر روز صبح با جنگ سرد در خانه، با یک بیماری مزمن، با موهای سفید شده زودرس از خواب بیدار می‌شود. در ظاهر، روزهای او تکراری است: درد، ناامیدی، فریاد بی‌معنی، وزن اقتصاد. با این حال او یک کار متفاوت انجام می‌دهد: او می‌نشیند و می‌نویسد.

هر بار که قلم به دست می‌گیرد و رویدادی از زندگی‌اش را از طریق یک مدل ذهنی جدید تحلیل می‌کند - به عبارت دیگر، از دریچه‌های مختلف به همان صحنه نگاه می‌کند - آن رویداد دیگر همان رویداد قدیمی نیست. فریاد دیروز، که امروز از طریق «دوگانگی کنترل» - خرد تمایز قائل شدن بین آنچه که باید تغییر دهیم و آنچه که نیست - نوشته شده است - در نوری جدید روشن می‌شود. و ناگهان آن فریاد دیگر یک زخم نیست؛ بلکه تکه‌ای از داده برای درک است. همان درمان شکست‌خورده، که از دریچه «پوچی» کامو روایت می‌شود - تشخیص اینکه جهان هیچ معنای ذاتی ارائه نمی‌دهد، با این حال ما باید ادامه دهیم - دیگر فقط یک شکست نیست؛ بلکه یک درس سیزیف‌گونه است. او سنگ را به امید نتیجه‌ای متفاوت از تپه بالا نمی‌غلتاند؛ او آن را می‌غلتاند در حالی که متوجه شیارهای جدیدی می‌شود که انگشتانش هر روز ایجاد می‌کنند.

دلوز می‌گوید «تفاوت» موتور خلاقیت است. این مرد، بدون اینکه بداند، این قانون را در زندگی خود اجرا می‌کند. او هر روز همان زندگی دشوار را تکرار می‌کند، اما با هر عمل نوشتن، تکرار را از بندهای «همان» بیرون می‌کشد و به آن رنگ و بویی تازه می‌بخشد.

وقتی دخترش نرگس کتاب - آن جلد زیبا - را می‌بیند، خوشحال می‌شود. او اکنون ممکن است فقط جلد را ببیند، اما آنچه پدرش در داخل آن بسته‌بندی کرده است - صفحاتی که از تکرارهای دردناک زاده شده‌اند - خودِ تفاوت است که قابل مشاهده شده است. سال‌ها بعد، وقتی دخترش با سختی‌های زندگی روبرو می‌شود، شاید این کتاب به او بیاموزد که نیازی نیست در روزمرگی غرق شد. می‌توان هر روز را با دیدگاهی جدید، مدلی جدید، جمله‌ای جدید از نو ساخت.

این مرد هیچ سرمایه مالی ندارد. او چیزی از حرفه دلالان نمی‌داند. اما او سرمایه‌ای نادر دارد - سرمایه‌ای که هیچ تورمی نمی‌تواند آن را از بین ببرد: قدرت تبدیل تکرار به تفاوت. هر روزی که می‌نویسد، در حال ساختن دنیایی جدید است - همان دنیا، با همان آجرهای قدیمی، اما طرحی جدید. و این زندگی در لذت آفرینش است.

دلوز می‌گوید تکرار همان یک زندان است؛ تکرار با تفاوت، آزادی است. این مرد، سال‌هاست که در آزادی قلمش نفس می‌کشد. خیلی ساده. خیلی عظیم.

قبل از رفتنت...

واقعاً خوشحال می‌شوم داستانت را بشنوم و رمانت را بخوانم. شاید تو هم راهی پیدا کرده باشی تا تکرارهای سرسخت زندگی را به چیزی تازه تبدیل کنی - چه از طریق نوشتن، هنر یا یک مراسم آرام روزانه. چگونه در همین زندگی تفاوت ایجاد می‌کنی؟ با آجرهای قدیمی خودت چه ساخته‌ای؟

روی پاسخ کلیک کن، نظر بگذار یا برای من پیام بفرست. بیایید این مکالمه را ادامه دهیم - زیرا این داستان‌ها هستند که باعث می‌شوند وزن تکرار کمی سبک‌تر شود.

تکرار
۱
۰
بهنام حسين نژاد
بهنام حسين نژاد
نویسنده مترجم با مدلسازی ذهنی از خاطرات_رویدادهای زندگی_ترس ها_ امیدها_ ایده های ناب
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید