Samaeism·۲ روز پیشزبالهمتنها کم و بیش تکراریست. حرفها همان حرفهای همیشگی. اما راهی نیست جز نوشتن. نوشتن و دور انداختن.برای نوشتن حرفهای جدید بسیار است. اما رم…
Samaeismدرجرجیسِ نبی·۱ ماه پیشزمانی برای نگاه کردن به سقف!بردهای مفید. بردهای کاربردی. جنبندهای که لحظات را احساس نخواهد کرد...
Samaeism·۱ ماه پیشحالا درباره چی بنویسم؟اون لحظه ترسناکترین صحنه زندگی یک نفر میتونه باشه. روبرو شدن با سایهای از زندگیش که پشت روزمرگی، در حد چند پاراگراف جدید نمیتونه صحبت..…
بیتا حسینی نژاد·۱ ماه پیشتکرارِ ناتکرار: سرآغازِ سفری که پایان ندارددر آستانهی این ترم نو، خویشتن را چنان مییابم که گویی بر سر گذرگاهی ایستادهام که پیشتر هزار بار از آن گذشتهام، لیک اینبار با چشمی دیگر…
بولوت·۳ ماه پیشزندگی فنری و توهّم درجازدنبعد از یک دور کامل به جایی میرسی که خیلی نزدیک به نقطه شروع است؛ آنقدر نزدیک که اگر فنر در فشردهترین شکل ممکن باشد فکر میکنی درجا زدهای…
فَرنِوِشت·۴ ماه پیشبی حسیجدیدا ها هیچ حسی ندارم، نه ترس نه غم نه شادی نه عشق و نه هیچ چیز دیگری …گاهی فقط آرزو میکنم کاش فقط یک حسی داشتم! هر حسی بگو درد، اصلا شکنج…
ImanSarani·۴ ماه پیشاز این روزها مینویسممنم مثل همه گیج و گنگ در مفهوم زندگیبه اینکه در گوشه گوشه کشورم چه اتفاق هایی میفته و چطور میشه که این تغییراتی که پیش میاد توی زندگی ادم و…