
در راستای نوشتهی قبلیام - حتماً لازم نیست خونده باشیدش - نشستم و کلی نوشتههای حدود بیست سال پیشم رو در وبلاگم خوندم. با خودم فکر کردم چه تغییراتی در مملکت اتفاق افتاده.
همه مثبت! در همهی زمینهها دچار افزایش بودهایم. اصلاً یکی ما رو بگیره از این همه پیشرفت یه وقت منفجر نشیم! سن خودمون و اکثریت جمعیت کشور که بیشتر شده و رو به کهنسالی میریم جمیعاً. قیمتها! قیمتها خوشبختانه همه افزایشی. بزنم به تخته، سر به فلک میکشه. قبلاً سرانه مطالعهی جامعه بسیار پایین و در حدود دو دقیقه بوده - در سال ها، یه وقت بد به دلتون راه ندید. الان بیشتر مطالعه نمیکنیم. عالی! همهش سر در گوشی و دیدن عکسها و ویدئوهای «چهار حرفی» که ملت از خودشون میگیرند و تلاش میکنند مدام به ما مسائل مهم و ویژهای رو آموزش بدند. از چهجوری مالیدن چی به کجامون گرفته تا اینکه به چی فکر کنیم که خوشبختترین انسان روی زمین باشیم. در زمینهی خشونت، به کوری چشم حسود، به قلههای رفیعی رسیدهایم. دیگه فحش زیر ۲۵ سال که اصلاً کسر شأنه! دعوا هم از قفل فرمون به بالا. چاقو ماقو هم که حرفش رو نزن. قمه، شمشیر، خنجر و اینها حال میده. مدت ماندگاری مسوولین ناکارآمد در مقام خود هم افزایش داشته. تا کور شود هر آنکه نتواند دید! هر کاری یا بهتره بگم هر گونه از خرابکاری هم بکنند، خودشون که نمیرند؛ کسی هم برکنارشون نمیکنه. اینجور علاقمند به خدمت اند! حرف مفت چه قدر زیاد شده. بهبه! این هم صعودی.
حالا شما هی بنشینید، افسوس گذشته رو بخورید!