بسیار فریبکاریست

همیشه تلاشم این بوده که به اخلاق و انصاف پایبند باشم. با اینکه با توفیقی همراه نبوده.

چند روزی هست که ماجرای برو دوغت رو تبلیغ کن ذهنم رو مشغول خودش کرده.

مخصوصا بعد اینکه فردوسی پور هم در نود دربارش اظهارنظر کرد. مگه میشه دیگه

برای نوشتن دربارش طاقت آورد.

هم رائفی پور و هم فردوسی پور دوست داشتنی و برام قابل احترامند.

حق با کیست؟

این پرسشی هست که در جستجوی پاسخ آن بودم.


در ذهنم پرسشهای کوچکتر زیر طرح شد:

یک) آیا این شایسته هست فردی محبوب، برای مثال یک بازیگر همچون شهاب حسینی یا سارا بهرامی

در خصوص سیستم بازی تیم ملی یا تیم فوتبال اظهار نظر کنند؟

یا بالعکس بایکن بزرگی در فوتبال همچون دایی یا پروین در مورد نحوه کارگردانی فیلمهای سینمایی اظهار نظری کنند؟

دو) چناچه اظهار نظری انجام شود به چه میزان نسبت به کارشناسی و ارزشمند بودن آن گفته ها میتوان باور داشت؟ و به چه میزان مطابق آن نظرات میبایست اقدام کرد؟

سه) آیا یک شخص حق اظهار نظر در خصوص آنچه که زندگیش رو تحت تاثیر قرار میدهد را ندارد؟

چهار) آیا حق هست که ما دیگری را از اظهار نظر باز داریم؟

پنج) آیا در اظهار نظر مخاطب کلام را باید مورد توجه قرار داد؟ آیا برای مخاطبینی که خشمگیند گفتن از آنچه که برای خشم و ناراحتی میافزاید شایسته است. یا برای مخاطبینی که در غم اند گفتن غم.

شش) تا چه حدی میتوان به حال و دل و دماغ مخاطب اشراف پیدا کرد؟

هفت) میزان فرهیختگی و دانش و خرد مخاطب چقدر در اظهار نظرها باید اهمیت داد؟

هشت) جامعه ما و مردم آن چه چقدر از خرد و آگاهی بهرمنداند؟ شواهد و حقایق و حوادث گویای چه اند؟

نه) چنانچه جامعه ای فاقد آگاهی لازم و کافی باشد، به صرف آن میتوان خود را مجاب کرد که اظهار نظری نکرد؟

ده) با اطلاع از وضع آگاهی و شناخت و رفتار جامعه آیا شایسته است که دیگری را از اظهار نظر باز داشت؟

یازده) اظهارنظرها شایسته است که چگونه بیان شوند؟


حاصل فکرم اینگونه شد:

هر شخص اجازه اظهار نظر دارد.

البته شایسته هست که آن شخص در کلامش به عدم آگاهی وشناخت کامل خودش در حوزه ای که نظری داده است

آگاهی داشته و اظهار کند. این اعلام باعث توجه و آگاهی و شناخت و اندیشیدن همه اقشار و عدم بروز رفتارهای احساسی میشود.

ولو با وجود اعلام نکردن هم شخص حق بیان دیدگاه خود را دارد.

باید امیدوار بود بعد از گذشت مدتی و حوادث اینچنینی مخاطبین به این آگاهی برسند و نیازمند اینگونه اعترافات نباشد.

شایسته نیست کسی دیگری را از اظهار نظر باز دارد. هر فردی مجاز است که عقیده خویش را بازگو کند و درستی و نادرستی کلام او را بیان کند

بسیار فریبکاریست که در برابر استدلال احساس و علاقمندیها را ردیف کرد تا آنرا شکست و تضعیف کرد. بزرگترین صدمه آن عدم ایجاد آگاهی و رشد در جامعه است.