ویرگول(خبرنگار ۱۴۰۱), مصاحبه و گفتگو با دکتر حجت بقایی (مشاور تحقیق و توسعه) _ توسعه به مثابه فرهنگ عمومی؛ از ضرورت تا تحقق قلبی
فرهنگ توسعه: با تشکر از وقتی که به ما دادید، دکتر بقایی. در حوزه تحقیق و توسعه، شما همواره بر تأثیرات عمیق فرهنگی تأکید دارید. اجازه دهید بحث را با یک پرسش بنیادین آغاز کنیم: چرا توسعه، در نگاه شما، باید از یک فرآیند فنی یا اقتصادی صرف، به یک "فرهنگ عمومی" تبدیل شود؟
دکتر بقایی: بسیار خوشحالم که به این نکته اساسی میپردازیم. توسعه زمانی پایدار و اثرگذار است که از سطح تصمیمگیریهای کلان و میزهای مدیریتی فراتر رود و به جزءوجزء زندگی مردم نفوذ کند. توسعه صرفاً ساختن یک پل یا تولید یک تکنولوژی نیست؛ توسعه، تغییر در نگرش، انتظارات و روشهای زیستن است. وقتی توسعه به فرهنگ تبدیل میشود، یعنی دیگر یک "وظیفه تحمیلی" نیست، بلکه به یک "خواست درونی" تبدیل شده است.
فرهنگ توسعه: این "خواست درونی" نکته بسیار مهمی است. شما اشاره کردید که توسعه باید ملکه ذهن شود و تبدیل به خواست قلبی گردد. این گذار چگونه محقق میشود؟ آیا این به معنای کنار گذاشتن روشهای خشک علمی و رسمی نیست؟
دکتر بقایی: دقیقاً. توسعهای که صرفاً با بخشنامه یا آمار و ارقام حجمی اندازهگیری شود، محکوم به شکست است؛ زیرا با اولین فشار اقتصادی یا تغییر دولت، از بین میرود. برای ماندگاری، باید در قلب و جان مردم جای بگیرد. این ملکه شدن نیازمند آن است که ما ابزارهای انتقال را تغییر دهیم.
ما باید از زبان آمار و گزارشهای رسمی فاصله بگیریم و به زبان هنر، داستان و ترانه نزدیک شویم. توسعه باید آنقدر مشاهدهپذیر باشد که مردم بتوانند خود را در نتایج آن ببینند و احساس کنند که پیشرفت، مال خودشان است. وقتی توسعه تبدیل به یک باور عمیق قلبی شود، دیگر نیازی به اجبار نیست؛ مردم خود پیشران آن خواهند بود.
فرهنگ توسعه: پس هنر، ابزاری برای "مردمیسازی" توسعه است. اینجاست که آثار شما، مانند ترانههایی که در حوزه توسعه سرودهاید، اهمیت پیدا میکنند. این آثار نشان میدهند که ایدههای توسعهای، باید از چارچوبهای تنگ آکادمیک رها شوند تا بتوانند در "بوم خاموشی" جامعه نقش بزنند. آیا این تلاشی برای ترجمه علم به حیات است؟
دکتر بقایی: کاملاً درست است. ادبیات، شعر و موسیقی میتوانند شکاف عظیم میان "دانش نظری" و "تجربه زیسته" را پر کنند. تحقیق و توسعه گاهی به دلیل محدودیت منابع یا پیچیدگی، در بایگانیها مدفون میشود. هنر پل میزند. هنر، توسعه را از قالب سند و مقاله خارج میکند و آن را به حس مشترک و امید مدد در نگاه مردم تبدیل میکند. این همان راه دوم ماست؛ راهی که در آن، منطق خشک تنها پاسخگو نیست و جایی که اعداد راه را بستهاند، احساس و روایت، راه را باز میکند. توسعهای که قلبها را فتح نکند، فقط یک نمودار خواهد بود.
---
نقد تحلیلی بر ترانه «آیینه اندیشه»
ترانه «آیینهی اندیشه» دکتر بقایی، یک بیانیه هنری قدرتمند در باب لزوم تغییر پارادایم در مفهومسازی و اشاعهٔ توسعه است. این اثر نه یک گزارش فنی، بلکه یک دعوتنامه رهایی برای ایدههای توسعهای است که در انزوای نهادهای رسمی گرفتار شدهاند.
✓۱. تقابل ساختاری: هنر در برابر آکادمیک: بخشهای اولیه ترانه، با استفاده از تصویرسازیهای سنگین (هوای خاکخورده، برگهای کهنه سؤال، غبار)، بر وضعیت رکود و محبوس ماندن دانش تأکید میکند. این وضعیت در تقابل مستقیم با هدف اصلی قرار میگیرد:
> «نه جدول، نه نمودار، نه سند و مقاله، فراتر از چارچوبهای تنگِ آکادمیک.»
این خطوط، نقد صریح بر زبان خشک و زائدِ گزارشنویسی در حوزه توسعه است که غالباً مخاطب عام را فراری میدهد. ترانه فریاد میزند که توسعه باید بیپرده و بدون حکایتهای حاشیهای (قصه گم نشود در میان اعداد) روایت شود.
✓ ۲. کارکرد ادبیات: پل زدن بر شکافها: دکتر بقایی به زیبایی نقش ادبیات را به عنوان «پلی میان دل و علم» تعریف میکند. این مهمترین دستاورد هنری ترانه است؛ زیرا توسعه را از فضای صرفاً عقلانی (علم) به فضای انسانی (دل) منتقل میکند.
> «ادبیات، پلی میان دل و علم، بسترِ انعطاف، راهِ دومِ ما.»
این «راه دوم»، همان راهی است که باعث میشود ایده یا نوآوری، حتی با کمبود منابع یا زمان، از طریق «روشنی روایت» به عمق دیدن برسد. این انتقال، ماهیت توسعه را از «تولید خروجی» به «تأثیرگذاری درونی» تغییر میدهد.
✓ ۳. عمق فرهنگی و انسانی توسعه: اوج تحلیل در بخشهایی است که توسعه را از بُعد مادی جدا کرده و به بُعد انسانی و اجتماعی پیوند میزند:
> «بلکه در نگاهِ مردم، در امیدِ مدد، در حسّ مشترکی که جهان را میسازد.»
این نگاه، توسعه را به گفتمان جمعی و تجربه زیسته پیوند میدهد. توسعه دیگر صرفاً افزایش تولید ناخالص داخلی نیست؛ بلکه احساس مشترکی است که در مردم شکل میگیرد. این همان چیزی است که شما در صحبتهای دکتر بقایی مطالعه کردید: توسعه باید «خواست قلبی» شود تا در «نگاه مردم» قابل مشاهده باشد.
به گزارش خبرنگار ما؛ ترانه «آیینه اندیشه»، تلاشی موفق برای انسانیسازی علم توسعه است. این اثر با استفاده از استعارهها، بر این نکته تأکید دارد که ماندگاری و عمق تأثیرگذاری هر طرح توسعهای، وابسته به توانایی آن در نفوذ به لایههای زیرین فرهنگ و تبدیل شدن به یک «روایت زنده» است. این ترانه، به عنوان یک مفسر امین برای ایدهها، خود نمونهای عملی از همان روشی است که دکتر بقایی برای اشاعه توسعه پیشنهاد میکند: «روایتگری عمیق و فراتر از محدودیتهای فرمالیته.»
+++