شعر: «در آستان دیدار»
(حجت بقایی ـ شرمنده از اساتید)

من سالهاست که از خود
تبعید شدهام.
هر صبح
در آینه، مردی را میبینم
که تنها لباسش به من شبیه است.
دوستانم
در پیامهای ناتمام به خواب میروند
و استادانم
در خاطرم، هنوز
با گچِ سفید روی تختهای مینویسند
که دیگر وجود ندارد
امروز یکی از آنها مرا خوانده است
اما من
نمیتوانم بروم
راه تا دیدارش
کوتاه است
اما درونِ من
کوهی از خجالت روی خویش فروریخته
میترسم
وقتی نگاهم کند
تمامِ حرفهای نگفتهام
به صدای نارس بغضی خاموش بدل شوند
و من
در آستانه دیدار
دوباره
از خود
تبعید میشوم.
+++


#ترانه
#کارتــپستال
#عکسـنوشت
#پوستر