ویرگول
ورودثبت نام
یادداشت های یک دوقطبی
یادداشت های یک دوقطبیاینجا دفتر خاطرات من است و شما خواننده روزهای نکبت‌بار زندگی من هستید. اگر به محتوای شاد و انگیزشی علاقمندید به دیگر صفحه‌ها رجوع کنید!
یادداشت های یک دوقطبی
یادداشت های یک دوقطبی
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

ایران

همه ما به شرایط و اوضاع پیش آمده واقف هستیم.

با وجود اختلال در اینترنت و وضعیتی که حتی ایتا هم از دسترس خارج شده، به لطف ایزد هنوز اینجا برقرار است. ولی دوستانمان دیگر به تنها راه نجاتمان یعنی نوشتن کم لطفی می‌کنند که قابل اغماض است.

این روزها بیشتر به اینجا سر می‌زنم تا بلکه از حال عزیزانمان اطلاعی داشته باشم اما گرد غم بر چهره ویرگول خودنمایی می‌کند.

نمی‌خواهم حرف سیاسی بزنم چون سواد آن را ندارم. اما می‌خواهم بگویم در طول تاریخ هر گزندی بر پیکره مادر عزیزمان ایران رسیده در نهایت پلیدی‌ها از بین رفته‌اند و ایران خانم با چشمانی که از شادی برق می‌زند فرزندان خود را در آغوش گرفته.

من با هیچ حکومتی هیچ کاری ندارم، و از سیاست چیزی نمی‌دانم، فقط میخواهم بگویم قلب کوچک من و خواهران و برادرانم همیشه برای ایران می‌تپد. فرزندان ایران در هر جبهه‌ای که باشند برای ما عزیزند و اگر در راه میهن پرستی کشته شوند قلب همه ما عزادار می‌شود.

ایران ما بسیار بسیار شاهد مزدوری و خیانت و حمله و جنگ و اِشغال بوده اما این خاک پاک همیشه جاودان باقی می‌ماند.

امید است به لطف ایزد منان این روزهای دشوار برادرکشی هرچه زودتر تمام شود و این‌بار همگی با قلب‌های شاد و چشمانی که اشک شوق می‌ریزند یکدیگر را در آغوش محبت خود بفشاریم.

ایران زیبای من، پاینده بمان 💚🤍❤️

بیستم دی ۱۴۰۴ ـ دختر کوچک ایران


پ‌ن: این پست یک دلنوشته میهن پرستانه است و هیچگونه جهت‌گیری سیاسی ندارد.

عواقب هرگونه برداشت از این کلمات برعهده خواننده می‌باشد.

ایرانایرانیوطنوطن پرستی
۵۶
۳۲
یادداشت های یک دوقطبی
یادداشت های یک دوقطبی
اینجا دفتر خاطرات من است و شما خواننده روزهای نکبت‌بار زندگی من هستید. اگر به محتوای شاد و انگیزشی علاقمندید به دیگر صفحه‌ها رجوع کنید!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید