ویرگول
ورودثبت نام
Black Orbit
Black Orbit
Black Orbit
Black Orbit
خواندن ۴ دقیقه·۷ ساعت پیش

اهداف، کارهای اجباری نیستند

وقتی آلیس پرسید: «لطفاً به من بگویید از اینجا باید به کدام طرف بروم؟»، گربه چشایر پاسخ داد: «این بستگی زیادی به این دارد که می‌خواهی به کجا برسی.»

این نقل‌قول از کتاب مشهور کودکانِ لوئیس کارول، ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب، مرا به یاد تمرین محبوبی در کلاس مدیریتم می‌اندازد. هر سال از تیم‌های دانشجویان رشته تجارت می‌خواهم تصور کنند مسافران یک هواپیمای آب‌نشین هستند که به تازگی سقوط کرده است. هر تیم باید تصمیم بگیرد چه اقلامی را از هواپیما نجات دهد تا بقای آن‌ها در طبیعت تضمین شود. دانشجویان من می‌توانند دو رویکرد داشته باشند: یا اقلامی مانند کبریت و تبر را انتخاب کنند که به آن‌ها اجازه می‌دهد کمپ بزنند و منتظر بمانند تا کمک برسد؛ یا اقلامی مثل قطب‌نما و کتاب ناوبری را بردارند که به آن‌ها امکان می‌دهد آنجا را ترک کرده و به جستجوی کمک بروند.

خیلی اوقات، تیم‌ها بدون اینکه ابتدا در مورد هدفشان (ماندن در محل یا حرکت کردن) تصمیم بگیرند، مستقیم سراغ دسته‌بندی و انتخاب اقلام می‌روند. چون هدفشان را نمی‌دانند، تصمیماتی می‌گیرند که با هم در تضاد است؛ نتیجه‌اش مجموعه‌ای ناهمگون از وسایل می‌شود که اهداف متضادی را دنبال می‌کنند. در نهایت، آن‌ها به هیچ‌جا نمی‌رسند.

اگرچه اشتباهات آلیس و دانشجویان من ممکن است از دور واضح به نظر برسد، اما بسیاری از ما همان اشتباه را مرتکب می‌شویم. اگر هدفی را انتخاب نکنید که شما را به سمت مشخصی نشانه رود، احتمالاً به دور خود خواهید چرخید. شما هر کاری را که همان لحظه در ذهن‌تان پررنگ باشد انجام می‌دهید، حتی اگر با اقداماتی که چند لحظه قبل انجام داده‌اید در تضاد باشد. ممکن است درست در همان روزی که تصمیم به رژیم گرفتن دارید، در کلاس پخت شیرینی ماکارون ثبت‌نام کنید؛ یا در حالی که برای خرید ماشین جدید وام می‌گیرید، حساب پس‌انداز هم باز کنید.

اهدافی که تعیین می‌کنیم، ابزارهای انگیزشی قدرتمندی هستند. یک هدف نه تنها شما را به جهت خاصی هدایت می‌کند، بلکه شما را به آن سمت می‌کشد. به محض اینکه هدفی تعیین کنید، منابع شما برای دستیابی به آن بسیج می‌شوند. شما تلاش ذهنی و فیزیکی، پول، زمان و سرمایه اجتماعی خود را صرف خواهید کرد. تصمیم برای پدر یا مادر شدن یا تغییر شغل را در نظر بگیرید؛ این اهداف نیازمند تلاشی مداوم در یک بازه زمانی طولانی هستند. سایر اهداف، مثل تلاش برای تغذیه سالم‌تر یا ورزش بیشتر، نیازمند اراده و خودکنترلی‌اند. حتی اهدافی که ساده به نظر می‌رسند — مثل اینکه «چقدر بامزه می‌شد اگر یک توله سگ می‌گرفتیم» — ممکن است در طول زمان پرهزینه از آب درآیند. و با این حال، با وجود این هزینه‌ها، وقتی هدفی تعیین شود، شما حاضرید منابع‌تان را خرج کنید و بهایش را بپردازید.

اهداف قدرتمند، ارزش این بها را دارند؛ آن‌ها شما را به سمت بزرگترین خواسته‌تان می‌کشند. اما برای اینکه یک هدف شما را به سمت خود بکشد، باید بیشتر شبیه یک «اشتیاق» (Aspiration) باشد و کمتر شبیه یک «کار اجباری» (Chore).

برای مثال، رسیدن به قله اورست یک اشتیاق است، اما تمرین کردن برای آن شبیه یک کار اجباری به نظر می‌رسد. به همین ترتیب، تحصیل در رشته حقوق توصیف‌کننده یک اشتیاق است، اما درس خواندن برای آزمون وکالت ممکن است مثل یک کار اجباری باشد. و در حالی که پدر یا مادر شدن یک اشتیاق است، انجام این کار صرفاً به خاطر ترس از پشیمانیِ بدون فرزند ماندن، آن را بیشتر شبیه یک وظیفه اجباری جلوه می‌دهد.

این مثال‌ها سه تله اصلی را در تعیین و قالب‌بندی هدف نشان می‌دهند:

۱. تعریف هدف به‌عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به هدفی دیگر، به‌جای اینکه خودش هدف نهایی باشد.

۲. تعیین هدفی که بیش از حد دقیق یا جزئی است، به‌جای یک هدف انتزاعی (کلی و معنادار).

۳. تعیین هدف بر مبنای چیزی که می‌خواهید از آن اجتناب کنید، به‌جای چیزی که می‌خواهید به آن برسید.

افتادن در هر یک از این سه تله، قدرت اهداف شما را تضعیف خواهد کرد.

نکات کلیدی این قسمت:

۱. هدف استراتژی را تعیین می‌کند: بدون داشتن هدف مشخص (ماندن یا رفتن)، ابزارها و تلاش‌های شما (تبر یا قطب‌نما) دچار تضاد می‌شوند و در نهایت درجا می‌زنید.

۲. خاصیت کشندگی اهداف: یک هدف واقعی فقط یک تابلوی راهنما نیست؛ بلکه مثل یک آهنربا عمل می‌کند و منابع ذهنی، مالی و زمانی شما را به‌طور خودکار به خدمت می‌گیرد.

۳. تضاد در عمل: وقتی هدف اصلی روشن نباشد، رفتار ما متناقض می‌شود (مثال رژیم و شیرینی‌پزی). ما کاری را می‌کنیم که «دم دست ذهنمان» است، نه کاری که با مسیر کلی ما همخوانی دارد.

۴. تفاوت اشتیاق و اجبار: اهداف قدرتمند باید حس «اشتیاق» (Aspiration) داشته باشند. اگر هدفی حس «کار اجباری» (Chore) بدهد، نیروی کشش خود را از دست می‌دهد.

۵. سه تله‌ مرگبار هدف‌گذاری:

  • تمرکز روی وسیله به جای نتیجه (تمرین به جای قله).

  • بیش از حد جزئی بودن.

  • هدف‌گذاری اجتنابی (ترس از چیزی) به جای هدف‌گذاری رویکردی (اشتیاق به چیزی).

فهرست مطالب:
معرفی کتاب - ترجمه کتاب Get It Done؛ تمرینِ عملیِ انجام دادن کارها
[مقدمه]
[هدف خود را انتخاب کنید]
[اهداف، کارهای اجباری نیستند]

ترجمه کتابکتابموفقیتبهره وریتوسعه فردی
۷
۰
Black Orbit
Black Orbit
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید