روز پنج دسامبر در تالار جاناف کندی شهر واشنگتن دیسی اتفاقی افتاد که چشمان دونالد جی ترامپ یا اصحاب رسانه اش را اکلیلی کرد!
اتفاقی که معنای جدیدی از کلمه «آچمز» را در اختیار بشریت گذاشت..
حال اشاره خواهیم کرد که دقیقاً چرا؟
قضیه از آنجایی آب میخورد که بعد از در آمدن قرعهٔ مصر و استقرارش در گروه G تورنمنت،
کاملاً رندوم و اتفاقی، موعد بازی ایران-مصر بایستی با عنوان «مسابقهٔ افتخار» برای جوامع LGBT برگزار گردد!
طبق برنامه ریزی کمیتهٔ محلی شهرستان سیاتل، قرار است در تاریخ ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ در استادیوم لومنفیلد، این دیدار با عنوان مسابقهٔ افتخار (Pride Match) برای همجنسگرایان برگزار شود!
کاری به این نداریم که به همان چیزی که فکر می کنیم فکر میکنید؟
دقیقا!!
اما چرا دست گذاشته شد روی دو کشور با دو تمدن ریشه دار؟
چرا عدل همین بازی؟! آخر این همه روز و این همه بازی؟
مگر نه اینست که ۱۷ می (۲۷ اردیبهشت) روز رسمی این دوستان رنگارنگ است؟
خب اگر با زمان جام جهانی همپوشانی نداشته، همان افتتاحیه یا تاریخی دیگر به اینان یک توپ خوش رنگ و لعاب بدهید یا نمیدانیم با یک هفت رنگ پلو از خجالتشان در بیایید..
آخر همین روز؟!
باید هم باور کنیم که بین کمیته محلی سیاتل و فیفا هم گاوبندی صورت نگرفته..
بسیار خب! اما باید به عرضتان برسانم که فیفا هم خود مهره ایست که حالا حالاها بعید است بسوزد
مخصوصاً بعد از آن سلفی ها و آن جایزه که در کمال شایسته سالاری به پرزیدنت ترامپ تقدیم گردید!
فیفا در ابتدا به جهت پرهیز از تنش فرهنگی و احترام به ساختار میزبانی، اظهار بی طرفی کرد و بیان داشت که مداخله در امور برگزاری بازیها، باعث خلل در سین برنامه جام جهانی خواهد شد و حاضر به خروج از ریل محافظه کاری خود نشد!
اما اوضاع وقتی جالب تر میشود که فدراسیون ایران و مصر اعلام میکنند در صورت وجود تزیینات و نمادهای LGBT+ به میدان نخواهند آمد!
اما همین فیفا ی بینوا کمتر از دو روز بعد، اعلام میکند این دیدار را با عنوان حمایت از همجنسگرایان بی چون و چرا برگزار خواهد شد!
حال اینجا اگر این مسابقه از سوی دو تیم برگزار نشود، قاعدتاً جریمه یا برکنار خواهند شد
که خب یحتمل همان موقع، فیفا بند و قرارداد برایش میتراشد
و اگر هم بازی کنند که فارغ از ارزش ها و فرهنگ ها که فرسنگ ها با مناسبت بازی فاصله دارد، زیر حرف خودشان زده اند!
این میشود همان آچمز شدن که بالاتر عرض شد..
بنابراین بیایید پی یک چیز را به تن تان بمالید!
آن هم اینکه اگر در بحبوحه و آستانه بازی ایران-مصر فروش یک سری عروسک ها در کشور بالاتر رفت یا آماج ریلز های اینستاگرامی مبنی بر سفیدشویی ماجرا را دیدیم
و یا ملت در صحنه، بی دلیل رو به رنگ های شادتر آوردند، تعجب نکنید
از این جهت که فدراسیون فوتبال ایران ادعا کند که ما خودمان همه چیز را خواستیم و کسی چیزی به ما القا و تحمیل نکرد!
و خب داخل کشور و متعلقاتش، میشوند خرج و هزینه این ماجرا..
بگذریم که حرف بسیار است و زمان ضیق!
جدا از قسمت مزاح آلود (و البته تامل برانگیز!) ماجرا (اهدای هدیه و پذیرایی این دوستان) راهی که پیشنهاد میشود اینست که این بازی با بازی دیگر همین گروه (بلژیک-نیوزیلند) جابجا شود!
بدون انتشار بیانیهٔ رسمی..
که در عین حال که به حساسیت ها و ارزش های دو کشور هم احترام گذاشته شده است، امکان برگزاری مراسم، بدون اما و اگر وجود دارد!
البته این مُصِر بودن و استثنا قائل شدنی که ما از فیفا دیدیم، این حرف در حد همان پیشنهاد در همین نشریه خاک خواهد خورد..
بماند به یادگار..
و آن موقع ست که غرض ها و منافع شخصی یک سری حکومت ها بر مردم نه فقط ایران، بیش از گذشته آشکار شده؛ که اگر قرار بود یک کار فرهنگی خیلی وسیع انجام شود تا خروجی آن به راه افتادن چنین گفتمان هایی باشد، حتماً چنین نمیشد که الان شده و آن موقع بیشتر میشود!
و این تبلور همان مثل «عدو شود سبب خیر، گر خدا خواهد» است
عده ای هم مطمئناً پیدا میشوند که میگویند ما که فوتبال نمیبینم و خودتان را الکی علاف کردید..
باشد اما همین را بگویم که هیچ جای دیگر پیدا نمیکنید که یک طاس با غیرت برای حفظ ارزش خانواده، در فینال همین تورنمنت جامجهانی با کله در سینه بازیکن تیم حریف بکوبد و روی دوران فوتبالی خود قمار کند
و یک طاس دیگر که از قضا سکاندار فیفاست برای تملق هر کاری میکند و ارزش خانواده را سرکوب میکند...
این تضاد و دینامیک ها ارزش ها جای دیگر پیدایش نمیکنید..
✍🏻دانیال طاهریان؛ ترم هفت علوم آزمایشگاهی
نشریه دانشجویی مسیر🌱
| @masir_mazums |📖