از کجا شروع کنم؟ از دیر یاسین؟ از انتفاضه؟ یا از بیانیه بالفور؟
شاید هم باید از هلوکاست شروع کنم؛ همان کوره های آدم سوزی ای که ، مجوز کودککشی در غزه شدند.
از جلوتر شروع میکنم؛ همان موقعی که یک مشت یهودی بیخانمان به سمت فلسطین روانه شدند... همان موقعی که سازمان ملل بیانیه تصویب کشوری برای یهودیان را در فلسطین داد.
از کوچ اجباری هزاران فلسطینی در ۱۹۴۸ میگویم؛ همان سال نحص تشکیل رژیم اسرائیل.
از انتفاضه و کشته شدن هزار و خوردی فلسطینی، زیاد سخن نمیگویم. فقط از دردی که پنهان شد، از درخت خشمی که آبیاری شد، میگویم.
از آزادی در میهن، از حق انتخاب برای آینده که هر انسان آزادهای به دنبال آن است، میگویم.
از انسانهای شریفی میگویم که آزادی را به قیمت جان خود میخواهند؛ انسانهای آزادهای که عزت را به زیر بار ظلم رفتن ترجیح دادند. انسانهایی که در اوج محاصره، کنار ظالمترین و قویترین رژیم دنیا، در همسایگی شیطان و در تاریکترین اعصار جاهلی بشریت، نور بعثت تابانیدند؛ چرا که تنها در جاهلیترین اعصار بشریت است که بعثت رخ میدهد.
۷ اکتبر نقطه اوج تقابل سیاهی و سفیدی بود. نقطه بازگشت بشریت از انحطاط اخلاق و دیکتاتوری دموکراسی بود؛ و نقطهای که مظلوم با تمام قوا مقابل ظالم ایستاد... نقطهای که نور، هرچند کوچک اما قوی، بر دلهای آزادگان جهان که زیر سلطه سیاهی بودند، تابید.
۷ اکتبر پایههای سست خانه عنکبوت شیطان را آشکار کرد ؛ که ظالم، هرچند قوی، اما در باطن به سبب اینکه از راه حق و برای حق نیست، ضعیف است.
اما ۷ اکتبر پایان راه نیست، بلکه آغازیست بر پایان. پایانی که از سال ۵۷ شمسی ورق خورد و آزادگان جهان هر روز صفحهای تازه از آن را بر تاریخ ورق میزنند. ۷ اکتبر، بیعت دوباره آزادگان جهان برای رقم زدن آیندهای سرشار از آگاهی است.
✍🏻هسته بین الملل بسیج دانشجویی، دانشگاه علوم پزشکی مازندران
نشریه دانشجویی مسیر
| @masir_mazums |🌱