ویرگول
ورودثبت نام
نشریه دانشجویی مسیر
نشریه دانشجویی مسیرنشریه سیاسی، اجتماعی و ادبی مسیر؛ دانشگاه علوم پزشکی مازندران
نشریه دانشجویی مسیر
نشریه دانشجویی مسیر
خواندن ۴ دقیقه·۲ ماه پیش

«سکوت، طلا و اعداد»

باد می‌وزد و شن‌ها بلند می‌شوند. چشم‌ها را که باز کنی، شن‌ها به چشمت می‌روند و اخبار هم:

صبح همگی ما بخیر.

بیش از دو سال از جنگ داخلی سودان می‌گذرد و مدت‌هاست که نسل‌کشی بی‌سابقه‌ای در این منطقه در جریان است.

سودان کشوری وسیع است؛ از مهم‌ترین کشورهای آفریقا و در همسایگی هشت کشور مهم دیگر: مصر، لیبی، چاد و تنی چند از دیگران؛ که بعضی از آن‌ها لولهٔ شیپور جنگ را هم گردگیری کرده‌اند.

آدمیزاد اگر چشم‌هایش را ببندد و انگشت روی نقشه بگذارد، به احتمال ۹۵ درصد دستش روی کشوری فروخواهد آمد که در تقویمش، روزی برای استقلال دارد. چشم‌هایت را که باز کنی، سودان را می‌بینی که از سال ۱۹۵۶ مستقل شد و حصار استعمار انگلستان و مصر را شکست تا بار دیگر چای عصرگاهی بریتانیا، به کام صاحبان قدرت تلخ شود.

اما این تنها تاج‌داران بریتانیا و مصر نبودند که طعم‌ها برایشان عوض شده بود. مدتی پس از استقلال، سودان، دود ناشی از آتش کودتاها را از بالای تپه‌ها تماشا کرد؛ در حالی که قومیت گرایی و طمع قدرت، هیزم‌های خشک این شعله‌ها بودند.

در سال ۱۹۸۹، طی یکی از کودتاها، مردی به نام عمر البشیر دولت وقت را سرنگون کرد و به ریاست جمهوری رسید. البشیر دیکتاتوری کم‌سابقه بود و اولین رئیس جمهوری بود که تحت پیگرد دیوان کیفری بین‌المللی قرار می‌گیرد. او حدودا ۳۰ سال در منصب خود باقی ماند و در این مدت، میزبان جنگ‌ها و کشتارهای زیادی بود.

البشیر نیروهایی را با حمایت دولت، برای سرکوب شورش‌ها سازماندهی کرد. از سال ۲۰۱۳، این نیروها با نام نیروهای پشتیبانی سریع(RSF) فعالیت خود را ادامه دادند و فرماندهی آن‌ها به محمد حمدان دقلو(حمیدتی) سپرده شد.

اما بوی خون و صدای کودتا، بعضی ذهن‌ها را آماده می‌کرد. پس از آشوب‌های متعدد داخلی، ارتش سودان در سال ۲۰۱۹ عمر البشیر را برکنار کرد و دولت موقتی تشکیل داد. این دولت تا سال ۲۰۲۱ برقرار بود و پس از آن، کودتایی دیگر، این‌بار با همکاری ارتش و نیروهای پشتیبانی سریع باعث برگشتن ورق شد و در نهایت، دولت موقت کنار زده شد و قدرت به دست این دو گروه افتاد.

خط زمان، مدتی از امتداد می‌افتد. جنازه‌ها را از زمین برمی‌دارند و سعی می‌کنند آتش‌ها را خاموش کنند و دودها را بخوابانند؛‌ غافل از این‌که بویی هست که در سوختن هزار هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی سودان، گم نمی‌شود:

بوی طلا.

در هر سنگی در دارفور، رگهٔ نازک و زردی برق می‌زند. سردستهٔ نیروهای پشتیبانی سریع، حمیدتی، بخش بزرگی از ذخایر طلا و کشاورزی سودان را در اختیار داشت و آن‌ها را از مسیرهای قانونی و غیر قانونی، به امارات صادر می‌کرد.

در زاویه دیگری از ماجرا، امارات دیدگاه سیاسی ارتش و دولت سودان را(که اسلام‌گرایی سیاسی بود) هم‌جهت با منافع خود نمی‌دید. با وجود این ارتباط و اهمیت سیاسی ـ اقتصادی سودان برای امارات، دور از منطق نیست اگر دریچه‌ای برای دخالت‌های ابوظبی در ذهن باز کنیم.

به خاک‌ خون‌مردهٔ دارفور برمی‌گردیم که باید کم‌کم رنگ ثبات را به خود می‌دید؛ اما آیا هرگز دو پادشاه در یک اقلیم گنجیده‌اند؟

پس از مدتی، اختلاف بین ارتش و نیروهای پشتیبانی سریع بالا گرفت. ارتش معتقد بود نیروهای پشتیبانی سریع باید با ارتش ادغام شوند و حمیدتی، که این عمل را برای نفوذ سیاسی و اقتصادی خود تهدید بزرگی می‌دید، با ادغام مخالفت کرد و ارتباط خود را با حامیان خود در امارات قوی‌تر کرد.

تنش‌ها در ابتدا کم‌شعله بودند و پس از مدتی، اولین تیر شلیک شد: جنگ داخلی‌ کم‌نظیر و وحشیانه‌ای که از پایتخت(خارطوم) آغاز شد و در زمان کوتاهی به دارفور رسید. کشتار فجیع و بی‌سابقه‌ای رخ داد؛ نیروهای واکنش سریع با حمایت چشمگیر تسلیحاتی، مالی و نظامی امارات، به شهرها حمله کردند و بی‌توقف جلو رفتند: ترور، بمباران و ویرانی زیرساخت‌ها همراه با تجاوز گسترده.

شهر الفاشر(در دارفور) تقریبا ۵۰۰ روز در محاصرهٔ نیروهای پشتیبانی سریع بود و در انتها، محاصرهٔ آن شکسته شد. در پی آن، قتل عام بزرگ دیگری رخ داد که به کشتار الفاشر معروف است. بیش از ۲۰۰۰ شخص غیرنظامی در این کشتار، اعدام شدند. در حملات از پهپاد، توپ‌خانه و شلاق استفاده شده است.

«قتل عام، تجاوز، گرسنگی و آوارگی تاثیرگذار روی بیش از ۱۴ میلیون نفر در دارفور تا پایان سال ۲۰۲۵ پیش‌بینی شده است».

اعداد از همیشه ترسناک‌تر هستند. بوی دود و خون، برق طلا را کم‌رنگ نمی‌کند و شیرینی قدرت است که ابوظبی به زیر دندان حمیدتی گذاشته است؛ قدرتی که سیاست‌های امارات را اعمال می‌کند و تا چندی بعد، با ادامهٔ این نسل‌کشی، چیزی از سودان باقی‌ نخواهد گذاشت.

کسی در ساختمان حقوق بشر با چکش قضات به میزش می‌زند و قتل عام را محکوم می‌کند. سازمان ملل هم نگران است و دم‌نوش دم می‌کند.

باد می‌وزد، شن‌ها بلند می‌شوند و همه‌چیز به سکوت برمی‌گردد:

در سکوت خبری کسی گرسنه است و در همان سکوت، هواپیماها می‌نشینند و تسلیحات می‌آورند تا فرداصبح، شبکهٔ پزشکان سودان بگوید: «در روز سه‌شنبه، نیرو‌های پشتیبانی سریع، همهٔ کسانی را که در داخل بیمارستان الفاشر پیدا کردند(که طبق گزارش‌ها، حداقل ۴۶۰ تا ۵۰۰ پزشک، بیمار و همراه بیمار بودند)، در بیمارستان زنان و زایمان السعود، به قتل رساندند».

✍🏻فاطمه صادقی؛ ترم ۴ علوم تغذیه

نشریه دانشجویی مسیر✨

| @masir_mazums |🌱

حقوق بشرسودانجنگاستعماراستقلال
۰
۰
نشریه دانشجویی مسیر
نشریه دانشجویی مسیر
نشریه سیاسی، اجتماعی و ادبی مسیر؛ دانشگاه علوم پزشکی مازندران
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید