> «ای کاش
همهی دفترهای مشق،
پر از فرداهای روشن بود...»
در کوچههای خاموش کودکی، هنوز صدای تختهسیاه و زنگ تفریح برای بسیاری افسانهای دستنیافتنیست.
دفترهایی هستند که هیچگاه ورق نخوردهاند، و چشمهایی که از پشت پنجرههای خاکگرفته، رؤیای کلاس درس را مینگرند.
عدالت آموزشی، این واژهی مجلل و نجیب، سالهاست میان سطرهای سیاست و سایههای تبعیض، نیمهجان نفس میکشد.
در ابتدای راه، شاید عدالت آموزشی را تنها در نداشتن نیمکت و معلم میجستیم.
اما امروز، حتی در بلندای دانشگاهها، جایی که باید عدالت جوانه بزند، تبعیض هنوز ریشه دوانده است.
دختری که در المپیادهای ملی، پرچم افتخار را بالا میبرد،
در آستانهی ورود به دانشگاه، با در بستهی تبعیض روبرو میشود؛
در برخی رشتههای خاص، ظرفیت پذیرش برای دانشجویان دختر تعریف نمیشود،
و این در حالیست که استعداد، پشت درهای بسته میماند.
> «ای دفترهای نانوشته،
ای دستهای خالی از گچ و تخته،
حق دانستن،
حق بال کشیدن بود...»
«آموزش»، به تعبیر نلسون ماندلا، نیرومندترین سلاحیست که میتوان با آن جهان را دگرگون کرد.
اما چه دگرگونیای حاصل میشود، وقتی کودکی در روستای دورافتادهای از بلوچستان، تنها رؤیای معلمی را دارد که هیچگاه نمیآید؟
و آنسوتر، در کلاسهای شمال شهر، تکنولوژی و منابع، سیلابوار جاریست؟
طبق گزارش «یونسکو» (۲۰۲۳)، از هر پنج کودک در جهان، یک نفر هنوز از آموزش باکیفیت محروم است؛
و در کشور ما، میلیونها دانشآموز در مناطق دورافتاده با کمبود امکانات آموزشی، معلم متخصص و زیرساختهای لازم روبهرو هستند.
این آمارها تنها عدد نیستند؛ روایتاند.
روایت کودکانی که سهمشان از آموزش، چند خط خسته در کتابهای کهنه است.
روایت استعدادهایی که زیر غبار تبعیض خاموش میشوند.
عدالت آموزشی، تنها توزیع یکسان منابع نیست؛
بلکه زیستن در دنیاییست که در آن فرصت، نه به ارث، که به استعداد بخشیده شود؛
جامعهای که در آن، محل تولد یا جنسیت، سرنوشت تحصیلی را تعیین نکند؛
و استعداد، از دل خاک برآید، نه تنها از دل ثروت.
بانک جهانی در گزارش سال ۲۰۲۲ تصریح کرده:
«برابری آموزشی، شالودهی برابری اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع است. نابرابری در آموزش، چرخهی فقر و تبعیض را تکرار میکند.»
از سوی دیگر، حتی در مناطق مرفه، سایهی ناعدالتی بر سر آموزش سنگینی میکند؛
وقتی کنکور، با غول منابع آموزشی نابرابر، رویای بسیاری از دانشآموزان را درهم میشکند.
آیا وقت آن نرسیده است که عدالت آموزشی را از بلندای شعار، به میدانِ کنش و اراده فرود آوریم؟
دانشگاهها، رسانهها، و نهادهای سیاستگذار، امروز بیش از همیشه وظیفه دارند که این فریاد خاموش را بازتاب دهند؛
نه برای ترحم، که برای تغییر.
عدالت آموزشی، زخمی نانوشته در کتاب فردای ماست؛
بیایید این فصل را،
با دستهای خود،
روشن، بینقش از تبعیض،
و بیلکه از فراموشی بنویسیم.
✍🏻سید محمد حسینی، ترم ۴ پرستاری
نشریه دانشجویی مسیر🌱
| @masir_mazums |✍🏻