قلمی در دفترم اشعار شد
بعد از این زندگی ام بیدار شد
گرفتا قلم جا در دل دستانم
شاد شدم من پیش از این میدانم
انقدر نوشتم تا به اخر بررسید
نعمه های اتشینم، سر برسید
چون نهاده قلمم جا در دلم
زنده ماند پس از این اب و گِلم.
ای دوپایان بی صرف و صاحاب
بریخزید، بگیر اتش زه اب
چون بمانی در دل ان رختخواب
هیچ نخواهی دانست لذت هر شعر ناب