ویرگول
ورودثبت نام
Sogol
Sogolهر درختی ثمری دارد و هر کس هنری من بی مایه بدبخت تهی دست، چو بید
Sogol
Sogol
خواندن ۳ دقیقه·۵ ساعت پیش

چرا قلم سیاه وجود دارد؟

چرا سختی وجود دارد؟

به دید من زندگی یک برگه است، یک کاغد سفید ، و دوتا قلم روی میز ما وجود دارد

یک قلم سیاه و پلید

و یک قلم سفید و پاک

قلم سیاه را اتفاقات بد و مشکلات در نظر بگیرید

و قلم سفید را زیبایی ها و اتفاقات خوب و خوشایند

طبیعتا همه از اتفاقات خوب و زندگی خوب لذت میبرند، پس قلم سفید را برمیدارند و سعی میکنند روی این برگه زیباترین طرحی که وجود دارد را بکشند ، بعدش چه میشود؟ چیزی روی برگه سفید به وجود نمیاد

این من را یاد اعتیاد میندازد ، چرا اعتیاد؟ خوب بگذارید توضیح بدم

یک فرد معتاد را تصور کنید، این فرد به سیگار اعتیاد دارد ،هر بار که حالش بد میشود سیگار میکشد و ان نیکوتین ارامش میکند بعد یه مدت کوتاه یا طولانی ، دیگر این نیکوتین ان فرد را ارام نمیکند و افکار سرگردانش را ساکت نمیکند، فرد مجبور میشود روی بیاورد به مخدر های قوی تر، حالا تصور کنید این فرد شروع میکند به مصرف مورفین و این کار را ادامه میدهد تا زمانی که مورفین هم دیگر ارامش نمیکند، پس همین چرخه را ادامه میدهد و به مخدر های جدید تری روی می اورد و سعی میکند خودش را با انها خوب کند،و بعد به جایی میرسد که دیگر حتی مصرف شیشه هم برایش لذت اور نیست و تقریبا مغزش بی حس و سِر میشود.

اتفاقات خوب هم همینگونه هستند، تصور کنید تمام زیبایی های دنیا و خوشی را در زندگی نفر جا داده باشد ، اگر هیچ سختی نکشیده باشد و یا درد و رنج را تحمل نکرده باشد چگونه میتواند از زندگی لذت ببرد؟

یک بار یک مقاله خواندم که در ان میگفت چند نفر امدند و ازمایشی را انجام دادند، به نام چرخه درد، در جنگل یک چرخ و فلک همستر گذاشتند

چرخ همستر
چرخ همستر

و بعد از مدت کوتاهی متوجه شدند هر از گاهی چند سنجاب می ایند و درون این چرخ و فلک شروع میکنند به دویدن، نه به این علت که فکر میکردند اگر این کار را انجام دهند تشویقی یا خوراکی میگیرند، بلکه خود سنجاب ها خیلی خود خواسته شروع میکنند به سختی دادن به خودشان و دویدن درون این چرخ و فلک

این یعنی حتی در حیوانات هم به خودشان سختی میدهند تا قدر غذایی که به دست می اورند را بدانند .

در انگلستان چندیدن سال پیش ۱۵ سگ اشرافی که در بهترین کاخ ها زندگی میکردند و هیچ مشکلی نداشتند، یکی یکی از روی پلی در ان نزدیکی میپریدند و خودکشی میکردند، این یعنی همان شیرینی زدگی!

زندگی سگ ها انقدر اشرافی و بدون هیچ مشکلی بود که باعث شده بود سگ ها افسرده شودند و خودکشی کنند چرا؟ زیرا دیگر انقدر خوشبخت بودند که طعم خود خوشبختی را نمی‌فهمیدند مانند این است انقدر شِکر داخل دهانتان بریزید که دیگر طعم شیرینی را نفهمید.

مانند این است که انسان کاکتوسی باشد که در جنگل های بارانی قرار گرفته

حال از این سو میتوان دید چرا درد و رنج وجود دارد، برای دانستن قدر لحظات شاد ساده و قوی شدن در برابر مشکلات .

حالا فرد شروع میکند به کشیدن قلم پلید و تیره اتفاقات بد روی برگه سفید، در ان زمان است که میتواند طرحی را بسازد، طرحی زیبا که تضاد را معنی میکند.

من در اینجا فقط نظر خودم رو با توجه به اون چیزی که میدونستم با شما به اشتراک گذاشتم خوشحال میشم نظرتونو بدونم

قلمزندگیسختیدرد
۶
۰
Sogol
Sogol
هر درختی ثمری دارد و هر کس هنری من بی مایه بدبخت تهی دست، چو بید
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید