ویرگول
ورودثبت نام
carla davis(همون کورمون استرایک مونث سابق)
carla davis(همون کورمون استرایک مونث سابق)........
carla davis(همون کورمون استرایک مونث سابق)
carla davis(همون کورمون استرایک مونث سابق)
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

عنوان را اینجا وارد کنید

نمی دانم روز چندمی است که آنرا در سکوت سپری میکنم.روی تخت سفید بیمارستان نشسته ام و از ترس سایه هایی که وجود ندارند به خودم می پیچم.

کل روز تنهای تنهای تنهایم.دوستانم ،سایه های دوپایی هستند که مرا از انجام کارهای خطرناک باز می دارد و دشمنانم؟نمی دانم.نان و مربای صبح؟کتاب های توی کتابخانه؟یا شایدم نسیم خنک صبحگاهی.

به تنها وسیله واقعی توی اتاق نگاه می کنم.تصویر بزرگ زنی که بنظر میرسد بازیگر هالیوود باشد بین روزنامه های روی پنجره به چشم میخورد

چگونه تاکنون او را ندیده بودم؟به تفاوت هایمان نگاه می کنم.

چه فکر عجیبی!

هنگامی خودم را پیدا می کنم که مدتی است به تصویر خیره شده ام.

چشمانم را بر میگردانم و سعی میکنم بخوابم اما انگار دیر شده است.

او اینجاست!

در اتاق راه میرود.میخندد و رژ لب شرابی اش را از همیشه پر رنگ تر میکند.انقدر نزدیک است که قسم میخورم میتوانم بوی عطر تندش را احساس کنم

.دست هایم را روی گوش هایم میگذارم تا شاید لحظه ای از صدای قهقهه تحقیر آمیزش رهایی یابم اما انگار هرلحظه مانند ماهی ای کوچک در دریای افکارم پایین و پایین تر میروم.

از گوشه ی چشمانم زن را میبینم که پایین تر از من درحال خندیدن به من است .دستم را مشت میکنم تا بر فرق سرش بکوبم و سپس......

اینبار هم پایین و پایین تر میروم

اینبار هم پایین و پایین تر میروم

سلامسلامتیعنوان
۹
۰
carla davis(همون کورمون استرایک مونث سابق)
carla davis(همون کورمون استرایک مونث سابق)
........
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید