ویرگول
ورودثبت نام
Cheat
Cheatنویسنده
Cheat
Cheat
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

بی نام و نشان۴

کم‌کم دارم تصمیم می‌گیرم پرتت کنم پایین. لطف می‌کنی. چرا چند لحظه پیش که دست خودت بود این کار را نکردی؟ هان؟ با من. آهان. زورم نمی‌رسید. به راحتی می‌رسید. احتمال داشت خودم هم پرت شوم‌ دوست نداشتی این شکلی شود؟ نه، مگر از جانم سیر شده‌ام؟ الآن که بدتر شد. چرا بدتر شد؟ من پرتت می‌کنم پایین، خودم هم هیچی‌ام نمی‌شود. احتمالی که گفتم کماکان برای تو هم وجود دارد‌ زورت نمی‌رسید که. آدمی که زورش نرسد خود را بالا بکشد، قطعاً زورش می‌رسد بالایی را پایین بکشد. از کجا درآمد؟ تا بوده همین بوده. کی دیدی این باشد. مگر همین‌طوری سرکار نیامدید؟ نمی‌فهمم. خود را به نفهمیدن می‌زنی. گلویم را فشار می‌دهد. مثل آدمیزاد حرف بزن. پنجاه و هفت؟ یعنی بین آن‌ها و خودت شباهتی می‌بینی. متاسفانه همه‌ی آدم‌ها در موقعیت‌هایی به هم شباهت دارند. پس خودت را به آن‌ها شبیه می‌دانی. ویتگنشتاین. خودت را به ویتگنشتاین شبیه می‌دانی؟ مواردی که می‌توان نشان داد اما نمی‌توان به گونه‌ای معنادار از آن‌ها سخن گفت. خب که چه؟ بی‌اهمیتی دارد. وقتم را تلف می‌کنی. هدفم همین بود. با مزخرف گفتن. هر خرفتی می‌تواند. همان اول اعتراف کردم. هر چه زمان برود بهتر است. اگر گوش می‌دادی نیازی نبود این همه وقت بگذرد تا به این نتیجه برسی. تو تعیین می‌کنی به چه گوش دهم؟ تا وقتی در فاصله‌ی مشخصی از من قرار داری، بله. تا حدی نقش دارم. مثل آب خوردن کاری می‌کنم خفه خون بگیری. می‌بینی که. دوست‌هایت هم همین کار را کرده‌اند. با گاز اشک‌آور؟ بله. مثل آن است که سر شیر زنجیرشده‌ای را از تنش جدا کنی و بگویی این را به راه راست هدایت کردم تا مرا نخورد. خودت هم اقرار کردی حیوان وحشی را باید کشت. توهین‌های بی‌معنای مسخره. مگر خودتان را با شیر و خورشید و فلان معرفی نمی‌کنید؟ به سگ مارکس کبیر نیامده در کار شیران دخالت کند. سرم را روی آسفالت می‌کوبد. می‌بینم که زبانت درآمد. می‌بینم که اسم مارکس به همت ریخت. میلم کشید. ویتگنشتاین‌. فکر کنم مغز پوکت تکان خورد و برگشت به تنظیمات اولیه. می‌دانی چه می‌گفت؟ برنامه‌ات این است تا صبح هذیان‌های قصار بگویی؟ اگر شیر می‌توانست سخن بگوید، باز هم ما سخنان او را درک نمی‌کردیم. شیر تو بودی؟ نه. آن تروریست‌ها که رهبری‌تان می‌کنند؟ احیاناً و بی‌ربط به مقصود اصلی ویتگنشتاین یاد شاه فقید افتادم.

آزادیاحساساتادبیات
۱
۰
Cheat
Cheat
نویسنده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید