آرامِ جان!

سرآغاز تمام قصه‌هایی

دلیل تک تک اندیشه‌هایی

برای گمرهان راه نجاتی

منیری و کلامت روشنایی

تویی آذین دشت و باغ و بستان

چونان رنگین کمان در ابرهایی

تو در جان و دلم روحی دمیدی

برای بنده‌ی عاجز شفایی

تو بهر هرکسی آرام جانی

به حال جسم و روحم آشنایی

گره‌ها باز می گردد به دستت؛

برای غصه و دردم دوایی

تویی زیباتر از دریای آبی

تویی شیرین ترینِ هر نوایی

امید دلنشین غنچه هایی

تویی در قلب من، تنها خدایی



سلام سلام! خوبین؟ خوشین سلامتین؟

امیدوارم شعرم رو دوست داشته باشین:)

نظری؟ پیشنهادی؟ انتقادی؟

اگه بیت یا مصراعی هم وزن این شعر به ذهنتون رسید حتما برام کامنت کنین، شاعرای ویرگول رو پیدا کنیم:)

مرسی از همراهیتون!

[چشمه]