چند روز گذشته واقعاً سرم شلوغ بود.جمعه با آرسن رفتیم استخر، اما بعدش سرما خورد و دو روز کامل درگیر حالش بودیم. بعد هم بیماری به مامانش منتقل شد و الان اون هم درگیره.
از طرفی دادگاهی در جلفا داشتم؛ پروندهای که ریشهاش برمیگرده به زمانی که همراه سجاد، برادرم، به ارمنستان رفته بودیم و همون سفر باعث باز شدن این پرونده شد.فعلاً قرار شد ادامه رسیدگی و پیگیری پرونده به جلسه بعدی موکول بشه.
شنبه هم بیشتر وقتم در دفتر گذشت و جای خاصی نرفتم.
یکشنبه که به جلفا رفتم، واقعاً از منظرههای طبیعی لذت بردم. همهجا سرسبز بود، گلهای لاله فضا را زیباتر کرده بودند و طراوت هوا حس فوقالعادهای داشت.
دیروز، دوشنبه، هم زودتر به خانه برگشتم و کمی استراحت کردم.
دیشب هم برای آرسن کلی شعر از عطار و مولانا خواندم که خیلی از آنها خوشش آمده بود و با ذوق گوش میداد.