
در سری قبل غزل «کوی نیکنامی» رو بررسی کردیم.امروز میخواهیم بریم سراغ غزلی که در آن حافظ با معشوقی کله شق،مغرور و یک دنده دست و پنجه نرم میکنه.
میریم سراغ غزل شماره شش با عنوان «پیام آشنا»
به ملازمان سلطان، که رساند این دعا را / که به شکر پادشاهی، ز نظر مران گدا را
معنی:
از خدمت کاران پادشاه چه کسی این پیام رو براش میفرسته که برای سپاسگزاری از نعمت و قدرت پادشاهی ات(به درگاه خدا)،به فقرا توجه داشته باش.
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
ملازمان:همراهان،خدمت کاران و درباریان(وقتی برای شاه و سلطان استفاده میشه)

ز رقیب دیوسیرت، به خدای خود پناهم / مگر آن شهاب ثاقب، مددی دهد خدا را
معنی:
از دست رقیب(در اینجا میتونه هم رقیب عشقی باشه هم رقیب سیاسی با توجه به بیت اول که داره با پادشاه صحبت میکنه) شیطان صفت و پست فطرت فقط به خدای خودم پناه میبرم(چون خودش زورش بهش نمیرسه).مگر اینکه خدا با استفاده از شهاب ثاقب(معجزه)بهم کمکی کنه.
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
دیوسیرت:پست فطرت
شهاب ثاقب:در قرآن، وسیله ای هست که برای دور کردن شیطان استفاده میشه(حافظ هم که استاد قرآن بوده در بهترین جای ممکن از این کلمه استفاده کرده)


مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت / ز فریب او بیندیش و غلط مکن، نگارا
معنی:
دلبرم،اگر مژه سیاه تو(کنایه از طرز نگاه کردن که در اینجا میتونه منظور نگاه تند و مغرورانه معشوق باشه)به کشتن من اشاره کنه(منظور کشتن عاطفیه) اشتباه نکن و فریبش رو نخور.
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
اشارت:نشان دادن
نگار:معشوق

دل عالمی بسوزی، چو عذار برفروزی / تو از این چه سود داری، که نمیکنی مدارا؟
معنی:
وقتی که چهرهات را برافروخته میکنی(کنایه از خشم و عصبانیت یا دلربایی و عشو گری) دل یه دنیا رو میسوزونی.تو از این سوزاندن چه سودی میکنی که مدارای حال عاشقانت را نمیکنی؟
حافظ معتقد است که معشوق، با ناز و زیباییاش در برابر دلهایی که در آتش او میسوزند، مسئول است.
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
عذار:چهره،گونه
همه شب در این امیدم، که نسیم صبحگاهی / به پیام آشنایان، بنوازد آشنا را
معنی:
در این بیت، حافظ از امیدی میگوید که شبها را با آن سر میکند. او چشمبهراه نسیم صبحگاهیست؛ بادی ملایم و نماد پیامرسانی دلانگیز.
هر شب به این امید میخوابم که باد صبحگاهی، با پیغامی آشنا (رایحهای که از یار میآید)، من (که آشنای او هستم) را نوازش کند.
چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی؟ / دل و جان فدای رویت، بنما عذار ما را
معنی:
وقتی که چهره ات را از ما پوشاندی انگار که قیامتی(سختی و شور و آشوب و غوغا) برای عاشقانت برپا کردی.الهی فدای روی تو بشم،ما را محروم نکن و صورتت را به ما نشان بده.
این بیت، لحنی آمیخته از ستایش و تمنا دارد؛ از جانفشانی در برابر زیبایی، تا خواهش صادقانه برای وصال. حافظ در اینجا، عاشقی تمامعیار است.
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
دل و جان فدای رویت:قربون صدقه رفتن

به خدا، که جرعهای ده تو به حافظ سحرخیز / که دعای صبحگاهی، اثری کند شما را
معنی:
در پایان، حافظ از معشوق یا شاید از ساقی میخواهد که به او جرعه ای شراب بده.
میگه بخدا اگه جرعه ای شراب(میتونه کنایه از عشق،محبت،نگاه یا توجه باشه) تو به حافظ بدی که سحرخیز هم هست،شما رو هنگام صبح دعا میکند.(گفته میشه که دعاکردن در هنگام سحر و یا صبح تاثیر بیشتری داره)
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
جرعه: مقدار نوشیدنی که در یکبار نوشیدن وارد گلو می شود را یک جرعه می گویند مثل یه لیوان آب.