
سری قبل غزل «مرید جام» و دعوت حافظ از صوفی برای دیدن صفای شراب رو مورد مطالعه قرار دادیم.تو این غزل حافظ دیگه زده به سیم آخر.اول از همه که با نوشیدن شراب، افسوس روزهایی که به بطالت گذرونده رو سعی میکنه از بین ببره و در ادامه نوشیدن می را به دلیل مست و از خود بی خود شدن در تضاد با ریاکاری میدونه و حتی حاضره که در بین مردم ظاهر بین،بی آبرو بشه تا اینکه آدم دورویی باشه.
بسیار خب. بدون هیچ معطلی بریم سراغ شروع غزل شماره هشت با عنوان «غم ایام»
ساقیا برخیز و در ده جام را / خاک بر سر کن غم ایام را
معنی:
ای ساقی،بلند شو و در جام، شراب بریز تا با این کار، ناراحتی روزهایی (که به بیهودگی گذشته) از بین بره.

ساغر می بر کفم نه تا ز بر / برکشم این دلق ازرق فام را
معنی:
جام شراب رو بهم بده تا دلق ازرق فام(لباس دورویی) رو از تنم در بیارم.
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
دلق:لباس،خرقه
ساغر:جام،پیمانه
ازرق فام:آبی رنگ
صوفیان در زمان حافظ لباس خود را با مادهای به نام نیل رنگ میکردند و ازرق یا نیلی میشد.منظور از دلق ازرق فام هم لباسیه که صوفی ها می پوشیدن.یه جورایی مثل عمامه در این زمان هستش.
بر کف نهادن:به دست دادن
گر چه بدنامیست نزد عاقلان / ما نمیخواهیم ننگ و نام را
معنی:
داره در ادامه بیت قبل میگه:با اینکه باعث میشم در بین عاقلان(نماد ظاهرپرستان) بی آبرو بشم اما من این آبرو(بین افراد ظاهرپرست)رو نمیخوام.
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
ننگ و نام:آبرو
بدنامی:رسوایی،بی آبرویی
باده در ده چند از این باد غرور / خاک بر سر نفس نافرجام را
معنی:
(ای ساقی)شراب بریز.تا کی میخوای این غرور(که مثل بادی بی ثبات است) رو داشته باشی؟خاک بر سر چنین نفس بدبختی که پایان خوشی ندارد.
دلیل درخواست شرابِ حافظ، رها شدن از قید عقل است چون خودخواهی از اون بخش نشات میگیره.
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
نافرجام:بدبخت
باده:شراب،می
دود آه سینه نالان من / سوخت این افسردگان خام را
معنی:
این آهی که از سینه من بصورت ناله و زاری بیرون میاد(این درد و رنجی که دارم میکشم)، انقدر سوزناک هست که دل افسردگان خام رو هم میسوزونه.
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
«افسردگان خام» اشاره دارد به کسانی که هنوز پختگی در درد و عشق نیافتهاند.
محرم راز دل شیدای خود / کس نمیبینم ز خاص و عام را
معنی:
کسی از بین خاص(آشنایان) و عام(غریبه ها،عموم مردم) که بتونه رازدار دل عاشق من باشه(و بتونم رازم رو بهش بگم) پیدا نمیکنم.
این بیت نمایندهٔ همان دردی هست که هر عاشق واقعی با آن روبهرو می شود. نداشتن شنوندهای همدرد.
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
شیدا:عاشق،دلباخته،دلداده
محرم راز: رازنگهدار
با دلارامی مرا خاطر خوش است / کز دلم یک باره برد آرام را
معنی:
ذهن و خاطر من با فکر کردن به آن معشوقی(دلارامی) حال خوش دارد که با یک نظر آرامش را از دلم برد.
این بیت، اوج عشق متناقض است؛ آرامشی که با خود طوفان میآورد. حافظ آن را میپذیرد، بیآنکه بخواهد شکایتی کند.
معمولا افراد قبل از اینکه عاشق بشن آرامش بیشتری دارن ولی وقتی اون حس براشون بوجود میاد یک سری نگرانی ها و ترس و اضطراب به سراغشون میاد اما با فکر کردن به معشوقشون چنان نشاطی بهشون دست میده که هیچ وقت تا اون موقع تجربش نکرده بودن.شاید منظور حافظ همچین چیزی بوده.
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن / هر که دید آن سرو سیم اندام را
معنی:
هر کسی که معشوق زیبا،سفید و قد بلند من رو دیده باشه دیگه به سروی که در چمن ها قرار داره نگاه هم نمیکنه.( یعنی معشوق، معیاری تازه از زیباییست)
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
سیم اندام:سفید(پوست بدنِ سفید)
سرو:نماد زیبایی و قد بلند بودن

صبر کن حافظ به سختی روز و شب / عاقبت روزی بیابی کام را
معنی:
ای حافظ، سختی های روز و شب(شاید منظورش انتظار برای وصال باشه) رو تحمل کن و صبور باش که در نهایت یک روز به آرزویت میرسی.
کلماتی که به معنی نیاز دارند:
کام:آرزو