محمد ☀️·۹ ساعت پیشدانی؟!آیا تو دانی که در چشم هایت چه حکایت است؟ و دانی که در چشم هایت چه عالمی نهفته؟ چشم هایت گیتی عشق و گل است که مرغان عشق را ز خود جا داده و ق…
حجت محبی·۵ روز پیشقابگل که خشکیدهمان قول که دادی خشکیدصحنه سیراب شد از فرط سرابدست بردم که تو را از دلِ این قاب کشمقاب لرزید و فقط فاصله در شیشه نشستمن به تصویر…
حجت محبی·۸ روز پیشقطرهصحنه در خانه تهیستجرم آن قطرهی بیباک چه بود؟که به روی گلِ در فرش نشست...قطره از چشم تو جاری شده بودقطره در عالم چشمت به خدا بنده نبودقطره…
Cornelius Robinsonدرحافظ خوانی به سبک مدرن·۱۳ روز پیشحافظ خوانی به سبک مدرن | غزل 9سلام و درود خدمت شما دوستان گرامیسری قبل غزل «غم ایام» رو با باده نوشی های حافظ نظارت کردیم.این غزل سف…
Cornelius Robinsonدرحافظ خوانی به سبک مدرن·۱۶ روز پیشحافظ خوانی به سبک مدرن | غزل 8تو این غزل حافظ دیگه زده به سیم آخر.اول از همه که با نوشیدن شراب، افسوس روزهایی که به بطالت گذرونده رو سعی میکنه از بین ببره و در ادامه....…
حدیث پورپیرعلی·۲۴ روز پیشحدیث پورپیرعلی اشعار سعدیما خود اندر قید فرمان توایمتا کجا دیگر به یغما میرویجان نخواهد بردن از تو هیچ دلشهر بگرفتی به صحرا میرویگر قدم بر چشم من خواهی نهاددیده ب…
حجت محبی·۲۴ روز پیششبِ وَهمدر عبور از شب طولانی وهمجملههایت همه بیداری محضاند هنوز تو بخوان نامه شب را، تو بخوان که چراغیست به دستان تو آرام و نحیفو جهان بینفس خست…
معصومه هرمزی مقدم·۱ ماه پیش《زن》 اولین شعری که با شما به اشتراک میگذارم از مجموعه 《مرابنویس زن》است:《زن》مرا بنویس زن، عاشق، صبور اما کمی خستهمرا بنویس شعری دلکش و زیبا…
زهرا الماسی·۱ ماه پیششاعر زرتشت اندیشهشعری سرایم از جان، از جان برای جانان جانان به صد فغانم نالانم و گریانمآتش زده به جانم انکس که شد مهمانم دردش چنان بسوزد، با چه زبان بگویم ا…
علی خاکباز·۱ ماه پیشزوالیادمان رفته که کودک بودیمپشت این جدیت خفته ی خود مرگ بودیم در ایام زوالما به هم پیوستیم در مرز جنونما در ایام زوالخود هستی بودیمو در اندی…