حدیث پورپیرعلی·۴ روز پیشحدیث پورپیرعلی اشعار سعدیما خود اندر قید فرمان توایمتا کجا دیگر به یغما میرویجان نخواهد بردن از تو هیچ دلشهر بگرفتی به صحرا میرویگر قدم بر چشم من خواهی نهاددیده ب…
حجت محبی·۴ روز پیششبِ وَهمدر عبور از شب طولانی وهمجملههایت همه بیداری محضاند هنوز تو بخوان نامه شب را، تو بخوان که چراغیست به دستان تو آرام و نحیفو جهان بینفس خست…
معصومه هرمزی مقدم·۷ روز پیش《زن》 اولین شعری که با شما به اشتراک میگذارم از مجموعه 《مرابنویس زن》است:《زن》مرا بنویس زن، عاشق، صبور اما کمی خستهمرا بنویس شعری دلکش و زیبا…
زهرا الماسی·۷ روز پیششاعر زرتشت اندیشهشعری سرایم از جان، از جان برای جانان جانان به صد فغانم نالانم و گریانمآتش زده به جانم انکس که شد مهمانم دردش چنان بسوزد، با چه زبان بگویم ا…
علی خاکباز·۱۱ روز پیشزوالیادمان رفته که کودک بودیمپشت این جدیت خفته ی خود مرگ بودیم در ایام زوالما به هم پیوستیم در مرز جنونما در ایام زوالخود هستی بودیمو در اندی…
زهرا الماسی·۱۱ روز پیششاعر زرتشت اندیشهشاعر زرتشت اندیشهبرتو درود گل خوشبوی زیبا معُطرمهرسای پیچک یاس تو که یاقوت اعلا نشانی کز سرخی آن لب تو پیداست معدن صدگنج پنهان در درونت پُ…
حجت محبی·۱۳ روز پیشنکند کودکیام پر بکشد...نکند کودکیام پر بکشدنکند واژهی امید مرا سر بکشدنکند با دو خیال بر قفسم در بکشدنکند حادثهای تیشه به باور بکشدنکند قصه به ویرانهی بستر بک…
#ساحل·۱۸ روز پیشاشک دلاشک دل، تاکه رفتی شب به چشمم صبح روشن می گریستماه هم بر بام سرد خانه با،من می گریست کوچه از، عطر نفس هایت تهی شد ناگهان ابر براین خلوت خا…