فرسودگی شغلی در کادر درمان یکی از جدیترین و در عین حال پنهانترین بحرانهای نظام سلامت در جهان امروز است. پزشکان، پرستاران، ماماها، تکنسینهای اورژانس، کارکنان اتاق عمل و سایر اعضای کادر درمان، روزانه در معرض فشارهای روانی، هیجانی و جسمی شدیدی قرار دارند که در صورت تداوم، میتواند به Burnout یا فرسودگی شغلی منجر شود.
من به عنوان روانشناس و متخصص فرسودگی شغلی ، در این مقاله تلاش کردهام تصویری جامع، علمی و در عین حال کاربردی از فرسودگی شغلی در کادر درمان ارائه دهم؛ مقالهای که هم برای متخصصان سلامت مفید باشد و هم برای مدیران، سیاستگذاران و حتی خود درمانگران.
فرسودگی شغلی چیست؟ (تعریف علمی Burnout)
فرسودگی شغلی حالتی از خستگی عاطفی، تهیشدگی روانی و کاهش احساس کارآمدی است که در نتیجه استرسهای شغلی مزمن و حلنشده ایجاد میشود. بر اساس تعریف کلاسیک ماسلاچ، فرسودگی شغلی سه مؤلفه اصلی دارد:
خستگی هیجانی (Emotional Exhaustion)
مسخ شخصیت یا فاصلهگیری عاطفی (Depersonalization)
کاهش احساس موفقیت و کفایت حرفهای (Reduced Personal Accomplishment)
در کادر درمان، این سه مؤلفه معمولاً به شکلی شدیدتر و پیچیدهتر بروز میکنند؛ زیرا موضوع کار، مستقیماً با جان، رنج و مرگ انسانها گره خورده است.
چرا کادر درمان بیش از دیگران دچار فرسودگی شغلی میشوند؟
مواجهه مداوم با رنج، درد و مرگ
پزشکان و پرستاران به طور روزانه با بیماران بدحال، سوگ، اضطراب خانوادهها و گاهی مرگ بیماران مواجهاند. این مواجهه مداوم، بدون فرصت کافی برای پردازش هیجانی، به فرسودگی روانی منجر میشود.
فشار کاری بالا و کمبود نیروی انسانی
شیفتهای طولانی، اضافهکاری اجباری، کمبود پرسنل و حجم بالای مسئولیتها، از مهمترین عوامل فرسودگی شغلی پرستاران و پزشکان هستند.
تعارض نقش و انتظارات متناقض
کادر درمان همزمان باید درمانگر، حامی عاطفی، پاسخگو به مدیریت، همراه خانواده بیمار و گاهی سپر خشم مراجعان باشد؛ نقشی که به شدت فرساینده است.
نبود کنترل و اختیار کافی
احساس ناتوانی در تصمیمگیری، محدودیتهای اداری، قوانین خشک و بروکراسی سنگین، حس بیقدرتی و درماندگی آموختهشده را تقویت میکند.
فرهنگ فداکاری افراطی
در بسیاری از نظامهای درمانی، «از خودگذشتگی» به عنوان یک فضیلت حرفهای تبلیغ میشود، در حالی که نادیده گرفتن نیازهای روانی درمانگر، بهای سنگینی دارد.
علائم فرسودگی شغلی در کادر درمان
فرسودگی شغلی معمولاً تدریجی و خزنده است و اگر به موقع تشخیص داده نشود، میتواند به افسردگی، اضطراب، اختلالات جسمی و حتی ترک حرفه منجر شود.
علائم روانی و هیجانی:
احساس خستگی دائمی و بیانرژی بودن
بیانگیزگی نسبت به کار
تحریکپذیری و زودرنجی
احساس پوچی، بیمعنایی یا بیعدالتی
کاهش همدلی با بیماران
علائم شناختی:
کاهش تمرکز و توجه
بدبینی شغلی
احساس ناکارآمدی و شکست حرفهای
علائم جسمی:
اختلالات خواب
سردردهای مزمن
مشکلات گوارشی
تضعیف سیستم ایمنی
علائم رفتاری:
کنارهگیری از همکاران
افزایش خطاهای حرفهای
تمایل به ترک شغل یا مهاجرت
پیامدهای فرسودگی شغلی در نظام سلامت
فرسودگی شغلی فقط یک مشکل فردی نیست؛ بلکه پیامدهای گستردهای برای کل سیستم درمان دارد:
کاهش کیفیت مراقبت از بیمار
افزایش خطاهای پزشکی
افزایش غیبت و ترک شغل
افزایش هزینههای سازمانی
تضعیف اخلاق حرفهای و همدلی درمانی
در واقع، سلامت روان کادر درمان، پیششرط سلامت بیماران است.
راهکارهای پیشگیری و درمان فرسودگی شغلی در کادر درمان
مداخلات فردی (روانشناختی)
آموزش مهارتهای تنظیم هیجان
افزایش خودآگاهی نسبت به مرزهای حرفهای
درمانهای مبتنی بر معنا (Meaning-centered therapy)
واقعیتدرمانی و مسئولیتپذیری سالم
رواندرمانی فردی یا گروهی ویژه کادر درمان
مداخلات سازمانی
کاهش شیفتهای فرساینده
افزایش حمایت مدیریتی
ایجاد فضاهای امن برای تخلیه هیجانی
طراحی برنامههای پیشگیری از فرسودگی شغلی
به رسمیت شناختن نیازهای روانی کارکنان
بازتعریف فرهنگ حرفهای
کادر درمان نیاز دارند یاد بگیرند که:
مراقبت از خود، خودخواهی نیست
فرسودگی نشانه ضعف نیست
درخواست کمک، بخشی از حرفهایگری است
نقش روانشناس در حمایت از کادر درمان
روانشناسان میتوانند نقش کلیدی در:
غربالگری فرسودگی شغلی
طراحی پروتکلهای مداخله
آموزش مهارتهای مقابلهای
حمایت از تیمهای درمانی پس از بحرانها (مانند پاندمیها)
ایفا کنند.
جمعبندی
فرسودگی شغلی در کادر درمان، زنگ خطری جدی برای سلامت فردی، حرفهای و اجتماعی است. اگر میخواهیم نظام سلامت کارآمد، انسانی و پایدار داشته باشیم، باید از درمانگران، همانقدر مراقبت کنیم که از بیماران مراقبت میکنیم.
سرمایهگذاری بر سلامت روان پزشکان و پرستاران، یک هزینه اضافی نیست؛ بلکه یک ضرورت حیاتی است.