نویسنده: مرتضی نیامی
در جهان امروز، انسانها با پیچیدگیها و عدم قطعیتهای عمیق روبهرو هستند. تغییرات سریع اجتماعی، اقتصادی، زیستمحیطی و فناوری، آیندهها را غیرقابل پیشبینی کرده و امکان اتکا به قواعد ثابت یا پیشبینیهای قطعی را به شدت محدود کرده است. در چنین شرایطی، تصمیمگیری صرفاً بر اساس دادههای موجود یا رویههای اخلاقی سنتی ممکن است نه عملی و نه اخلاقی باشد، زیرا پیامدها و پیامدهای غیرمنتظرهٔ اعمال انسانی به سرعت تغییر میکنند و به گونهای گسترده بر دیگران و محیط پیرامون اثر میگذارند.
برای پاسخ به این چالش، رویکردهایی مانند تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت عمیق (DMDU) به وجود آمدهاند. این چارچوب بر این اصل مبتنی است که آیندهها قابل پیشبینی نیستند و تمرکز باید بر روی تحلیل سناریوهای متعدد احتمالی باشد، نه پیشبینی یک آیندهٔ واحد. هدف این است که گزینههایی انتخاب شوند که مقاوم و انعطافپذیر باشند و در طیف گستردهای از شرایط ممکن، عملکرد مطلوب و پایدار داشته باشند. چنین رویکردی، اهمیت بررسی گسترده پیامدها و شناسایی ریسکهای بالقوه را برجسته میکند و نشان میدهد که تصمیمگیری موفق نیازمند ترکیبی از انعطاف، خلاقیت و آیندهنگری سیستماتیک است.
در همین راستا، فلسفهای که بر مکث آگاهانه و تحلیل مسئولانه موقعیتها پیش از اقدام تأکید میکند، به تکمیل این چارچوب کمک میکند. در شرایطی که اطلاعات ناکامل و ابهام گسترده وجود دارد، انسان باید پیش از هر اقدام، تأملی عمیق و سنجیده داشته باشد تا تصمیمات او نه تنها مؤثر بلکه اخلاقی باشند. این فلسفه معتقد است که مکث، تعلل یا عدم اقدام در شرایط عدم قطعیت، جایگزین عمل مسئولانه نیست، بلکه ابزاری برای تصمیمگیری آگاهانه و اخلاقی است. عمل انسانی در این رویکرد همواره باید با آگاهی از محدودیتهای شناختی و عملی همراه باشد، به طوری که از ایجاد آسیب غیرضروری به دیگران یا محیط زیست جلوگیری کند و کرامت انسانی حفظ شود.
تلفیق این رویکرد با چارچوبهای سناریویی DMDU، یک مدل جامع تصمیمگیری جهانی و اخلاقی ایجاد میکند. در این مدل، ابتدا باید ابهامها و عدم قطعیتها شناسایی شوند و سناریوهای مختلف احتمالی آینده تحلیل شوند. سپس، با بهرهگیری از مکث آگاهانه، هر سناریو از نظر پیامدهای اخلاقی، محدودیتهای عملی و تأثیرات بلندمدت مورد بررسی قرار میگیرد. مرحلهٔ بعدی، انتخاب گزینههایی است که هم انعطافپذیر و مقاوم در برابر تغییرات و عدم قطعیت باشند و هم از دیدگاه اخلاقی قابل قبول باشند. به عبارت دیگر، تصمیمگیری تنها زمانی موفق است که مسئولیت اخلاقی، تحلیل دقیق موقعیت و انتخاب گزینههای مقاوم در برابر عدم قطعیت بهطور همزمان اعمال شوند.
یکی دیگر از اصول کلیدی این چارچوب، بازنگری مستمر تصمیمات پس از اجرا است. در جهان پیچیده و در حال تغییر، حتی بهترین تصمیمات نیز ممکن است در مواجهه با شرایط جدید نیازمند اصلاح و بهروزرسانی باشند. این فرآیند بازنگری، امکان یادگیری از تجربه، شناسایی خطاها و تنظیم مجدد اقدامات را فراهم میکند و تضمین میکند که تصمیمات همچنان پایدار، انعطافپذیر و مسئولانه باقی بمانند.
کاربرد این مدل، محدود به سطح فردی نیست؛ بلکه در سطوح سازمانی، ملی و بینالمللی نیز قابل استفاده است. در مواجهه با بحرانهای زیستمحیطی مانند تغییرات اقلیمی، چالشهای بهداشتی جهانی مانند همهگیریها، یا پیچیدگیهای فناوریهای پیشرفته و هوش مصنوعی، این چارچوب به تصمیمگیرندگان امکان میدهد که اقداماتی اتخاذ کنند که هم اثرگذار، هم مقاوم و هم اخلاقی باشند. این روش، بر این ایده تأکید میکند که در دنیای نامطمئن و پر از ابهام، انتظار برای قطعیت کامل یا تکیه بر قواعد ثابت، هم غیرعملی و هم از نظر اخلاقی خطرناک است، و تنها از طریق ادغام تحلیل سناریویی، مکث آگاهانه و عمل مسئولانه میتوان به تصمیماتی پایدار و اخلاقی دست یافت.
در نهایت، این مدل نشان میدهد که انسان مدرن، با ابزارهای فکری مناسب، میتواند در جهانی پیچیده، متغیر و نامطمئن همواره عمل اخلاقی و مسئولانه داشته باشد، بدون آنکه نیازمند قطعیت کامل باشد. این چارچوب، ترکیبی از تحلیل دقیق، انعطافپذیری، پایداری و مسئولیت اخلاقی را ارائه میدهد که برای مواجهه با چالشهای جدید ضروری است.