روز کارگر، فقط یک مناسبت در تقویم نیست؛ روزی است برای شنیدن صدای هزاران کارگری که با زحمت و تلاش، چرخ زندگی این سرزمین را به گردش درمیآورند. دستانی که پینه بستهاند، اما امید را هر روز به خانه میبرند؛ قلبهایی که زیر بار زندگی، هنوز برای فردایی بهتر میتپند.

اما واقعیت این است که زندگی کارگری، تنها با عرق و تلاش تعریف نمیشود. سختیهای کار، نگرانی از فردا، ناامنی شغلی، دستمزدهای پایین، محیطهای کاری ناایمن و کار طاقتفرسا، سایههایی سنگین بر جان و روان کارگران انداخته است. این فشارها تنها جسم را خسته نمیکند، بلکه روح را هم فرسوده میسازد. نگرانیهای انباشته، اضطراب از آینده، فرسودگی روحی و احساس دیدهنشدن، سلامت روان کارگران را تهدید میکند؛ تا جایی که ممکن است به افسردگی، اضطراب مزمن یا مشکلات خانوادگی بینجامد.
مطابق آمار رسمی، در ده سال گذشته بیش از ۱۷ هزار کارگر در ایران بر اثر حوادث ناشی از کار جان باختهاند. این عدد نه فقط یک رقم، بلکه هزاران خانواده داغدار، آرزوهای نیمهتمام و قلبهایی شکسته است. هر عدد، قصهای از رنج، تلاش و گاه بیتوجهی به ایمنی و سلامت است.
فاجعه تلخ بندرعباس، زخمی تازه بر دل همه ما گذاشت. حادثهای که نه تنها جان عدهای را گرفت، بلکه به یادمان آورد که کارگران تا چه اندازه در معرض رنجها و خطرات محیط کار قرار دارند. این حادثه، فریادی بود از عمق بیتوجهی به سلامت و ایمنی کارگران و هشداری جدی که سلامت روان و جسم کارگران نباید هرگز فدای سرعت یا سود شود. محیط کار باید پناهگاه باشد، نه میدان خطر و نگرانی.
در این میان، نقش مشاوران شغلی بیش از هر زمان دیگری پررنگ است. وظیفه ما فقط پیشنهاد شغل بهتر نیست؛ ما باید حامی و همدل کارگران باشیم، شنوندهی درد دلها و نگرانیهایشان، و همراه آنها در مسیر عبور از بحرانها و مدیریت استرس. مشاور شغلی میتواند با ایجاد فضایی امن و بدون قضاوت، به کارگران کمک کند تا احساساتشان را بیان کنند، ریشههای استرس شغلی خود را بشناسند و با راهکارهای عملی، تابآوری روانیشان را افزایش دهند. همچنین، ما صدای کارگران برای ارتقای سلامت روان محیط کار و تعامل با مدیران و کارفرمایان خواهیم بود؛ برای ساختن محیطی که در آن، کارگر احساس امنیت، ارزشمندی و حمایت کند.

سلامت روان کارگر، نه هزینه که سرمایهای است برای فرد، خانواده و جامعه. این مسئولیت تنها بر عهده کارگر یا یک مشاور نیست؛ بلکه وظیفهای اجتماعی است که همه ما باید برای تحقق آن تلاش کنیم. بیایید در این روز کارگر، فراتر از تبریکهای مرسوم، نگاهی عمیقتر به حال دل کارگران بیندازیم، صدای آنها باشیم و برای ساختن محیطهای کاری امنتر و انسانیتر بکوشیم. باشد که هیچ کارگری، سلامت روان خود را فدای لقمهای نان نکند و هیچ خانوادهای، داغدار بیتوجهی به ایمنی و سلامت نشود.