
رابطهای رو تصور کنید که بعضی روزها توش میخندید، آرامش دارید، احساس نزدیکی میکنید… و فقط چند ساعت بعدش، همهچی رو زیر سؤال میبرید.
احساس میکنید دوستداشتن هست، ولی دلگرمی نیست.
حضور هست، ولی حمایت نه.
رابطهای که نه میتونید تمومش کنید، نه میتونید با خیال راحت توش بمونید.
به این میگن رابطه مبهم؛ و روانشناسی بهوضوح میگه این نوع روابط، از خیلی از روابط سمی هم خطرناکترن.
چون ذهنت رو بین دو قطب نگه میدارن:
✔️ امید به اینکه «شاید یه روزی درست بشه»
❌ و ترس از اینکه «اگه رهاش کنم، چی میشه؟»
و توی این کشمکش، یه چیز آرومآروم از بین میره:
خودت.
این روابط خیلی بیسروصدا از خط قرمز رد میشن:
و شاید مهمترین نشونهش اینه: نمیتونی راحت دربارهش حرف بزنی.
چون آدمها به ثبات وابستهان، حتی اگر اون ثبات، پر از تردید باشه.
گاهی ذهنمون ترجیح میده بلاتکلیف بمونه، تا اینکه با قطعیت مواجه بشه.
ولی یادت باشه: ابهام، آرامش نمیآره—فقط تعویقِ درد رو طولانیتر میکنه.
✔️ اول باید بدون قضاوت به احساساتت نگاه کنی
✔️ بعد باید الگوهای رفتاری رابطهت رو بررسی کنی
✔️ و اگر دیدی هیچ تغییری در کار نیست، باید شجاعت مرز گذاشتن رو تمرین کنی
ما در کلینیک روانشناسی سمانه خلیلی، بارها با مراجعانی مواجه شدیم که وقتی تونستن خودشون رو از این رابطهها بیرون بکشن، تازه فهمیدن چقدر از عزتنفس و انرژی روانیشون توی اون ابهامها مصرف شده بود.
رابطهای که درش دوستداشتن واقعی، گفتوگوی شفاف، و احترام متقابل نباشه، با هیچ «مدت زمان آشنایی» یا «خاطره مشترک» توجیه نمیشه.
اگه درگیر رابطهای هستی که بیشتر از اینکه آرامت کنه، ذهنت رو خسته میکنه… شاید وقتشه یه نگاه عمیقتر بندازی.
و اگه حس میکنی تنهایی نمیتونی، یه مشاور خوب میتونه نقطه شروع تغییرت باشه.
ما در کلینیک روانشناسی درک زندگی هر روز به آدمهایی کمک میکنیم که میخوان خودشون رو دوباره پیدا کنن؛ نه بهخاطر قطع رابطه، بلکه بهخاطر برقراری دوباره با خودشون.
✍️ تو هم اگر تجربهای از این رابطهها داری یا راهی برای عبور ازش پیدا کردی، برام بنویس. شاید یه نفر دیگه هم با خوندن حرف تو، جرقه تغییرش روشن شه.