انحراف ذهن ما در تقسیم بندی ها (۲۸۶-۰۰۹)

یکی از دوستان من دچار مشکل دررفتگی مفصل کتف شده بود. این حادثه مربوط به سال ها قبل است. او تعریف می کرد که پس از این واقعه و درگیر شدن با چنین مشکل حادی، افراد جهان را به دو دسته ی «آنانی که مشکل کتف دارند» و «آنانی که مشکل کتف ندارند» تقسیم بندی می کرده است… و این به گمان من این یک خطای فکری رایج است.

وقتی آدمی به مصیبتی دچار می شود، آنچنان مسئله ی مزبور در کانون آگاهی اش قرار می گیرد که دنیا را از خلال این عینک رنگی بشکل دوقطبی نظاره می کند. مثلا آنکس که دندان درد دارد، از نظرش افراد یا آنانی هستند که دندان درد دارند و یا آنانی که ندارند. این قضیه برای افسردگی، اضطراب، دل درد، ورشکستگی و هر چیز دیگری که ما را بشکل مقطعی به درجات زیادی درگیر کند، موضوعیت دارد.

مادامیکه نوع نگاه ما به زندگی اینگونه باشد انتظار چندانی از ما نمی رود که بخواهیم مسایل و مشکلات خود را بطرز صحیحی حل و فصل کنیم. جهان ثنوی نیست. هیچ دو سرحدی واقعیت ندارند. این شعبده ی ذهن ماست که دغدغه ی بقاء داشته و از سر این قضیه به خطا ما را در یک گروه ابدی قرار داده و برچسب کاری مان می کند و سپس ما بشکل ذهنی و دایم در آن گروه زندانی می شویم.

در این مواقع بایستی که خارج از چارچوب فکر کرد. تن به هیچ تقسیم بندی منحرفانه ای نداد و با دید شفاف به سمتی حرکت کرد که مشکلِ مزبور تحت کنترل ما قرار بگیرد نه اینکه کنترل گر ما شود.

۱۲۱۰۲

متن کامل نوشتار در پیوند زیر:

http://www.daydaad.com/?p=6576