
حتما تجربه داشتین وقتی از تاریکی به داخل روشنایی میاین... یه نابینایی چند ثانیه ای را تجربه میکنید. بله، این پدیده که در آن چشمها و سیستم عصبی برای تطبیق با تغییرات ناگهانی روشنایی زمان میبرند، به طور علمی "تطبیق نور چشم" یا "آداپتاسیون نوری" (Light Adaptation) نامیده میشود. در این فرآیند، سلولهای حساس به نور در چشم (رودها و مخروطها) به تدریج با شرایط نوری جدید هماهنگ میشوند تا بتوانند تصاویر را به وضوح در نور جدید ببینند. این فرآیند معمولاً چند ثانیه تا چند دقیقه طول میکشد.
در سطح روانشناسی و تجربی، این پدیده میتواند به "تطبیق به شرایط جدید" یا "انتقال از یک وضعیت به وضعیت دیگر" هم مرتبط باشد که به فرآیندهایی مثل "فشار تطبیقی" (Adaptation Stress) یا "بحران تغییر" (Crisis of Change) اطلاق میشود، زمانی که افراد با تغییرات محیطی، فرهنگی یا شخصی مواجه میشوند و نیاز دارند تا به شرایط جدید عادت کنند.
میشه گفت الان من در این سطح هستم. اینکه چقدر طول میکشه که از این حالت بیرون بیام به خودم بستگی داره. بالاخره من زمان زیادی توی سایه بودم و حالا روشنایی میتونه دید منو تا حد قابل توجهی محدود کرده باشه. نمیدونم چه مدت ولی علاوه بر مسائل ارتباطی، مثل مسائل فرهنگی، زبانی و غیره مسائل حرفهای اینجا حرف اول را میزنه. اینجا به شما یک نگاه کاملا محترمانه دارند. این ارزش و اعتبار تا زمانی هست که شما خلافی انجام نداده باشین. به هر روی ورود به بازار کار باید با قدمهای محکم و دید کاملا باز صورت بگیره. به عنوان کسی که داره تحصیل میکنه، فشارهای دروس و فکر اینکه در آمد در حد تامین مخارج زندگی داشته باشم بسیار مهمه اما دوست ندارم این کار با از بین رفتن یک اعتبار در جامعه کاری خودم باشه.
البته هنوز 20 روزی بیشتر نیست که در این شرایط جدید هستم اما میشه گفت تفاوت زمین تا آسمونه. مثل همه کسایی که رفتند و براتون تعریف کردند اینجا دقیقا همونه. دقیقا 400 سال جلوتر از ایران... وای... اینا را من هزاران بار شنیدم و نمیخوام اینجا دوباره بگم اما دقیقا میتونم بگم توی ایران ما هیچ هیچ هیچ هیچ چیزی نمیدونیم. کاملا راه اشتباه، جای اشتباه و آدم اشتباهی هستیم.
اینجا فهمیدم توی مصاحبه هایی که رفتم، چقدر نگاه شایسته سالارانه بدون در نظر گرفتن طبقه اجتماعی حداقل در محیط های کاری ملموس در بالاترین سطح انجام میشه.
سیستم های ارتباطی، سامانه های ارزیابی به شدت قدرتمند هستند. اینجا ساعت شش صبح مثل یازده صبح ایرانه. یعنی اینجا علاوه بر اینکه جلوتر از ما هستند، صبح ها هم زودتر از ما بیدار میشن و در کمال ناباوری، همه توی خونه ها د رحال مطالعه تا دیر وقت هستند
روزهای تعطیل به صورت فوق العاده ای به تفریح خودشون میپردازند. اینجا همونه که اون قبلی ها که رفتند گفتند...

به هر روی من سعی خودم را میکنم که به سرعت آداپته بشم و بتونم توی مسیر خودم بیفتم...