شکست خستگی در مواد و زندگی شخصی

توی این بخش می خوام به شباهت خستگی در مواد از دیدگاه علم مکانیک و زندگی شخصی بپردازم.

(هنگام استفاده از علامت + دیدگاه مکانیک و علامت – زندگی شخصی بیان می شود)

چطوری میشه هم قطعه خسته بش هم شخص خسته بش:

+ دو نوع بارگذاری بر روی قطعه انجام می شود یکی بارگذاری استاتیکی و دیگری بارگذاری دینامیکی می باشد. بارگذاری دینامیکی خود شامل بارهای ضربه ای و بارهای متناوب است.

- اگر بخواهیم بار گذاری استاتیکی را بر روی فرد مثال بزنیم می شود انجام کارهایی که به عهده شخص به صورت روزانه واگذار شده است مثل خرید نان. اما در بار های دینامیکی یا فشار های عصبی که به صورت ضربه ای یا سیکلی به شخص واگذار می شود می توان به از دست دادن عزیزی به صورت ناگهانی یا فشار درس ها برای کنکور اشاره کرد.

+ به شکست قطعه بر اثر اعمال نیروهای متناوب که معمولا از استحکام نهایی و حد تسلیم کمتر هستند خستگی می گویند.

- شکست انسان بر اثر استرس دائمی می تواند آن را از پای درآورد. استرس شدید و بلند مدت باعث ایجاد خستگی روحی و جسمی مفرط می شود. شکست به دلیل انجام اشتباهات مکرر و درس نگرفتن از آن ها می باشد.

+ خستگی وقتی رخ می دهد که ماده تحت تنش های تکراری قرار گیرد و در نهایت منجر به شکست قطعه می شود. عواملی مانند تمرکز تنش،خوردگی، شوک دما، بار اضافی، ساختار متالوژی، تنش های باقیمانده و تنش های مرکب بر ایجاد تنش خستگی تاثیر بسزایی دارد.

- در بروز خستگی در فرد عوامل بسیار زیادی دخیل هستند از عوامل مرتبط در محل کار، سبک زندگی و محیط های پرتنش و استرس زا و ... از عوامل ابتلا به شکست هستند.

+ شکست بر اساس خستگی خطرناک است چون زمان آن مشخص نیست.

-تبعات آن برای انسان مختلف است و ممکن است به خودکشی ختم شود.

+خستگی به طور معمول با جوانه زنی ترک در سطح قطعه و یا نواحی تمرکز تنش، شروع شده و گسترش آن موجب شکست می شود.

-خستگی با مشاجرات و اخلاف نظرات،رفتار های غلط طرف مقابل از دیدگاه شما، واکنش تند طرفین، شرط و شروط های نابجا، حوادث زندگی ،کمبود ها و ... منجر به درد درون و در نهایت خستگی می شود.

+شکست بر اساس بارگذاری دینامیکی رخ می دهد و معمولا تغییر واضحی که نشان از شکست باشد در قطعه وجود ندارد.

-شکست در انسان بر اثر نداشتن انضباط شخصی، عدم استقامت، نداشتن برنامه ریزی، ترس از شکست، زیاده خواهی، عدم اعتقاد به خود، نداشتن فروتنی، بهانه، به تعویق انداختن برنامه ها و حواس پرتی، عدم مسئولیت پذیری، نداشتن تجربه، مکان بد، عدم درک اطرافیان، سرمایه کم و ... رخ می دهد.

+مراحل شکست در مواد شامل شروع ترک، رشد ترک و شکست نهایی ماده است.

- شکست در انسان شامل انکار واقعیت، خشم، چانه زنی ها، غم و اندوه و در پایان پذیرش آن می باشد.

+ شروع ترک بر اثر تنش هایی به مراتب پایین تر از تنش شکست ایجاد می شود.

- شکست در شخص با ایجاد تمام عوامل که بر روی آن تاثیر می گذارند شروع می شود.

+ رشد ترک سر آغازی برای شکست قطعه در یک بازه زمانی نامشخص است.

-شکست چیزی جز جمع شدن تفکرات نادرست و انتخاب های اشتباه نیست.

+شکست نهایی به دلیل رشد زیاد ترک ایجاد می شود و ماده دچار پارگی می شود.

- شخص بدون آن که متوجه شود شکست وارد زندگیش می شود و باعث تباهی او می گردد.

+عمر خستگی بیان گر تعداد سیکل های تنشی است که جسم مورد آزمایش تا قبل شکست نهایی طی می کند.

- خطرناک ترین چیز در مورد شکست به ظریف بودن بیش از اندازه آن است.

+تست خستگی برای پیش بینی رفتار مواد تحت تنشهای سیکلی،تست های مختلفی انجام می پذیرد.

- نمی توان حدی برای آن انتخاب کرد چون شما باعث شدید در دام خودتان فرو روید و حق هیچ گونه اعتراضی برای راهی که رفته اید ندارید.

+روش های اتوفرتاژ و ساچمه زنی از نمونه اقداماتی است که برای بالا بردن عمر قطعه صورت می گیرد.

- معاشرت با دیگران، ایجاد نکات مثبت و ایجاد تنوع در زندگی، ایجاد زمینه برای پیشرفت، تغییر محیط، کار سازنده و مفید به شما کمک می کند.

+ دو توع شکشت داریم یکی شکست ترد و دیگری شکست نرم. در شکست ترد این عمل به سرعت رخ می دهد و در شکست نرم به آرامی صورت می گیرد.

- شکست تاکتیک ها، شکست استراتژی و شکست دیدگاه ها.

این که بخواهیم فلز رو با یه انسان بسنجیم و بین اونا ارتباط برقرار کنیم چیز جالبی بود اما یه نکته داره تمام مواردی که برای فلزات بیان کردم رو میشه توی قالب فرمول و روابط آورد اما انسان رو نمیشه توی هیچ کدوم از کلمات و داستان های بالا جا داد. آنچه که برای فلزات نوشته شده را می توان با کمی اصلاحات و اضافه کردن چند نکته و مقدار کمی ضریب ایمنی برای یک دوره کارکرد با شرایط سخت آماده کرد ولی انسان رو نمیتوان با چندین و چند صفحه معادله و روابط و شرایط مناسب و با در نظر گرفتن ضریب ایمنی بالا حتی برای یک دوره زندگی کوتاه برنامه ریزی کرد.