بنیامین·۱۲ روز پیشبلندشوبنیامین بلند شو، تن بی جونت رو تکون بده. الان بهش نیاز دارم، حرکت کن، باید تمومش کنیم، پاشو. الان وقت نشستن نیست، الان وقت غصه خوردن نیست.…
آنا·۲۵ روز پیشخسته، شاید هم شکستهفقط میدانم این روزها بیشتر از هر چیز دلم برای یک احساس تنگ شده: احساس اینکه زندگی، برای چند ساعت، سبک باشد.
ستایش باقری·۱ ماه پیشآغوش شیرینداستان کوتاه...انگشتان آذر به ترتیب و با نظم خاصی روی میز ضربه میزدند...
زهیر فتحی·۱ ماه پیشتحلیلی از خستگیسریال کلاس ایته وونمدتها بود میخواستم تحفهای درباره این موضوع بنویسم که اصلاً خستگی چیه و از کجا میاد. شاید اون چیزی که مدنظر خیلیامون ه…
Samaeism·۱ ماه پیشزبالهمتنها کم و بیش تکراریست. حرفها همان حرفهای همیشگی. اما راهی نیست جز نوشتن. نوشتن و دور انداختن.برای نوشتن حرفهای جدید بسیار است. اما رم…
دنیا·۱ ماه پیشبرای باوربودن کسی بایدباشه باید..تلفنم زنگ میخورد.صدای گرفته ای میگوید:پایینم .باشه الان میام .سریع یک شال دم دستی روی سرم می اندازم و وکفشهای نیم دارم را توآسانسور میپوشم…
زهیر فتحی·۲ ماه پیشخستگی و هوش مصنوعی تا کجا؟مدتها بود میخواستم تهفه ایی در مورد این موضوع بنویسم که اصلا خستگی چیه و از کجا میاد. شاید اون چیزی که مد نظر خیلیامون هستش در حقیقت وجود ن…