
آیا تاکنون برایتان پیش آمده است که بدون هیچ آسیب جسمی مشخص، ناگهان دست یا پایتان بیحس شود؟ یا با وجود طبیعی بودن نتایج آزمایشها و تصویربرداریها، احساس کنید توانایی صحبت کردن، دیدن یا حرکت دادن بخشی از بدن خود را از دست دادهاید؟
اگر چنین تجربهای داشتهاید، بدانید که این علائم ساختگی یا خیالی نیستند. این وضعیت یک اختلال پزشکی واقعی است که با نام اختلال تبدیلی (Conversion Disorder) یا اختلال عصبی عملکردی (Functional Neurological Disorder) شناخته میشود. در این شرایط، فشارها و تنشهای روانی به شکل علائم درد جسمی بروز پیدا میکنند.
مغز را میتوان به یک سیستم پیچیده تشبیه کرد که وظیفه مدیریت احساسات، افکار و عملکردهای جسمی را بر عهده دارد. زمانی که فرد با استرس شدید، ترس عمیق، سوگ، آسیبهای روانی یا فشارهای درد عاطفی طولانیمدت روبهرو میشود، گاهی مغز نمیتواند این فشارها را به شکل طبیعی پردازش کند.
در نتیجه، این تنشهای روانی به علائم درد جسمی تبدیل میشوند؛ علائمی که واقعی هستند و فرد آنها را بهطور کامل تجربه میکند. در واقع، بدن به جای کلمات، شروع به بیان دردهای درونی میکند.
بله، کاملاً واقعی هستند.
یکی از مهمترین نکاتی که باید درباره این اختلال بدانید این است که فرد هیچگونه تظاهر یا نقشبازی کردنی ندارد. اگر بیماری نتواند دست یا پای خود را حرکت دهد، واقعاً این ناتوانی را تجربه میکند. اگر دچار اختلال گفتار یا بینایی شود، این علائم برای او کاملاً واقعی هستند.
هرچند در بررسیهای پزشکی آسیب ساختاری مشخصی در مغز، اعصاب یا اندامها دیده نمیشود، اما عملکرد سیستم عصبی بهطور موقت دچار اختلال شده است.
علائم این اختلال میتوانند بسیار متنوع باشند و معمولاً به دو دسته حرکتی و حسی تقسیم میشوند:
ضعف یا فلج ناگهانی دست یا پا
اختلال در راه رفتن و حفظ تعادل
لرزشهای غیرارادی
حرکات غیرطبیعی بدن
تشنجهای غیرصرعی
بیحسی یا کاهش حس در بخشی از بدن
از دست دادن ناگهانی بینایی
کاهش یا از دست دادن شنوایی
اختلال در تکلم یا از دست دادن صدا
احساس تنگی نفس یا خفگی
احساس وجود توده یا گیر کردن چیزی در گلو
دردهای جسمی بدون علت پزشکی مشخص
در بسیاری از موارد، ریشه این اختلال به یک یا چند عامل روانی بازمیگردد، از جمله:
تجربه حوادث یا آسیبهای روانی شدید
سوگ ناشی از مرگ عزیزان
طلاق یا مشکلات درد عاطفی عمیق
استرسهای طولانیمدت خانوادگی یا شغلی
اضطراب و فشارهای روانی مزمن
مغز بهطور ناخودآگاه تلاش میکند فرد را از شدت این فشارها محافظت کند و در نتیجه، تنش روانی را به شکل علائم درد جسمی بروز میدهد. این فرایند یک مکانیسم دفاعی ناخودآگاه محسوب میشود.
خبر امیدوارکننده این است که اختلال تبدیلی در بسیاری از موارد قابل درمان است، بهویژه زمانی که علت اصلی آن شناسایی و مدیریت شود.
درک این موضوع که علائم واقعی هستند و ریشه آنها در عملکرد سیستم عصبی و فشارهای درد روانی نهفته است، نخستین گام درمان محسوب میشود.
ارزیابی توسط پزشک دردشناسی و در صورت نیاز روانپزشک یا روانشناس، به شناسایی عوامل زمینهای کمک میکند.
این روش درمانی به فرد کمک میکند الگوهای فکری و رفتاری مرتبط با استرس را شناسایی کرده و مهارتهای مقابلهای مؤثرتری کسب کند.
تکنیکهای آرامسازی، تمرینات تنفسی، ورزش منظم و اصلاح سبک زندگی میتوانند نقش مهمی در بهبود علائم داشته باشند.
بهبود علائم ممکن است زمانبر باشد. همانطور که ترمیم یک آسیب جسمی به زمان نیاز دارد، بازیابی عملکرد طبیعی سیستم عصبی نیز مستلزم صبر و پیگیری درمان است.
بدن شما دشمن شما نیست. علائم اختلال تبدیلی در واقع پیامی از سوی ذهن و بدن هستند که نشان میدهند فشارهای روانی از حد تحمل فراتر رفتهاند.
اگر پزشکان پس از بررسیهای لازم علت درد جسمی مشخصی برای علائم شما پیدا نکردهاند، این موضوع لزوماً به معنای خیالی بودن مشکل نیست. در چنین شرایطی، توجه به سلامت روان و دریافت کمک تخصصی میتواند مسیر بهبود را هموار کند و به بازگشت آرامش و کیفیت زندگی کمک نماید.