ویرگول
ورودثبت نام
MorrisSetudegan
MorrisSetudeganPsychotherapist (systemic) Social Manager, member of APA, member of BSO and Systemis in Switzerland رواندرمانگر و استاد دانشگاه
MorrisSetudegan
MorrisSetudegan
خواندن ۳ دقیقه·۱۰ ماه پیش

تحلیل روان‌کاوانه داستان حضرت یوسف در چارچوب لکان



✨تحلیل روان‌کاوانه داستان حضرت یوسف در چارچوب لکان

قبلا در تحلیل لکانی گفتم چند تا نمونه خوب برای تحلیل هست از جمله قوی سیاه و دلقک و مثال
یوسف فرزند یعقوب از داستانهای دینی.  یکی از عمیق‌ترین نمونه‌هایی که میتونیم با چارچوب روان‌کاوی لکان تحلیل کنیم،  مخصوصا تو مورد مفهوم "نام پدر"، اشتیاق و قانون، مثال حضرت یوسف هست. میخوام گام‌به‌گام جلو بریم و این داستان تلخ و شیرین رو نگاه کنیم:

👈 اشتیاق کودکانه و رؤیاهای بزرگ (ساحت خیال Imaginary)
یوسف تو شروع داستان، پسربچه‌ای خردساله که خواب‌هایی میبینه و رو به پدرش میکنم یک صبح و میگه "یَا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ" (پدرم! دیدم که یازده ستاره و خورشید و ماه بر من سجده می‌کردند.)
اینجا یوسف در ساحت اشتیاق مطلق و بی‌مرزه. اون کودک میل به بزرگی و مرکز بودن داره، در حالی‌که هنوز وارد "واقعیت" و "قانون" نشده. اون جایگاهی فراتر از بقیه برای خودش متصور چون عزیز پدر بود.

👈 "نام پدر" به‌مثابه قانون و محدودیت اشتیاق
پدر بوسف، یعقوب که نماینده‌ی نام پدر / La Nom-du-Père هست، فوراً جواب داد: "یَا بُنَیَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْدًا: (پسرم! رؤیای خودت رو برای برادرانت بازگو نکن که برای تو نیرنگی میسازن.)
این جمله دقیقاً لحظه‌ای هست که قانون وارد اشتیاق کودک میشه. یعنی "میل و اشتیاقت را محدود کن؛ همه جا و پیش همه، آزادی بیانش رو نداری؛ جامعه قانون داره."
یعقوب در واقع داره میگه:
نباید آزادانه در جهان اشتیاقت جولان بدی، چون دیگران هم هستن و قوانین هم بر تو حاکمه
.

👈بحران و گسست؛ حذف پدر و ورود به ساحت واقع / Rea
l

برادرانش یوسف رو از روی حسادت به چاه میندازن؛ اون کودک از خانواده، پدر و امنیت جدا میشه. اینجا میشه گفت یوسف، «پدر» رو (چه از نظر فیزیکی، چه نمادین)  از دست میده. یوسف وارد جهانی میشه  که دیگه نه خیال کودکانه در اونن کار میکنه، نه حمایت پدر هست.
یوسف وارد جهان بردگی، زندان، تهمت، و رنج میشه = ساحت واقع / Real Lacanian.

👈بازسازی نام پدر درون خود / درونی‌سازی قانو
ن
در طول این مسیر سخت، یوسف به‌تدریج قانون رو درون خودش نهادینه میکنه؛ از وسوسه زلیخا فرار میکنه (میل بدون قانون رو انکار میکنه). در زندان صبر و تدبیر یاد میگیره. قدرت تعبیر رؤیا پیدا میکنه (نشانه‌ای از وارد شدن به ساحت نمادین و نظم گفتار).
اینجا یوسف تبدیل به سوژه‌ای میشه که اشتیاقش، حالا در چارچوب قانون و مسئولیت تعریف شده.

ادامه می‌دیم از نقطه‌ای که یوسف به قدرت رسید و رؤیاش به تحقق نزدیک میشه:

👈بازگشت به پدر و تحقق اولین رؤیا؛ اما این بار با درون‌سازی قانون
در نهایت، یوسف به یکی از بلندمرتبه‌ترین جایگاه‌های قدرت در مصر میرسه ولی نکته مهم اینجاست، یوسف دیگه اون کودک خیال‌پرداز نیست که فقط میخواست مورد توجه باشه و اشتیاق سلطه‌گری داشته باشه.
حالا یوسف شخصیه که؛ اشتیاقش رو تحت قانون، اخلاق و مسئولیت اجتماعی تنظیم کرده؛
قدرت رو نه برای ارضای میل شخصی، بلکه برای خدمت و نجات مردم استفاده میکنه؛ و مهم‌تر از همه: نام پدر رو در درون خودش بازسازی کرده.

وقتی پدر و خانواده‌اش به مصر میان و همون‌طور که رؤیا پیش‌بینی کرده بود در برابر اون تعظیم میکنن، این صحنه دیگه یک پیروزی کودکانه نیست؛ بلکه تجلی تحقق نمادین اشتیاق در چارچوب قانونه.

اگه یک نتیجه‌گیری روان‌کاوانه (به سبک لکان) داشته باشیم،
✔️رؤیای کودکانه یوسف نماینده‌ی میل و اشتیاق بدون محدودیته (ساحت خیالی).
✔️پدر (یعقوب) با هشدارش، سعی در وارد کردن قانون به اشتیاق یوسف داره (نام پدر = ورود به نظم نمادین).
✔️با گم‌شدن پدر (یعنی جدایی از خانه)، یوسف به ساحت واقع / Real پرتاب میشه: جایی که رنج، فقدان، و مواجهه با میل خالص (مثل وسوسه زلیخا) وجود داره.
✔️در این ساحت، یوسف یاد میگیره اشتیاقش را با قانون هماهنگ کنه.
✔️بازگشت به قدرت، بازگشت به پدر، و تحقق رؤیا، همه تو چار چوب نظم اجتماعی و اخلاقی انجام میشه، نه صرفا میل.
✔️یوسف تبدیل به سوژه‌ای کامل‌شده میشه: فردی که میل و قانون رو آشتی داده.

امیدوارم این مطلب هم که داستانش برای اکثر ما آشناست، نقش "نام پدر" "اشتیاق و قانون" رو کمی واضح تر کرده باشه.


ارادتمند✨

حضرت یوسفمسئولیت اجتماعیپدر
۰
۰
MorrisSetudegan
MorrisSetudegan
Psychotherapist (systemic) Social Manager, member of APA, member of BSO and Systemis in Switzerland رواندرمانگر و استاد دانشگاه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید