ویرگول
ورودثبت نام
Erfan ghadamgahi
Erfan ghadamgahiما همه ماهی افتاده به روی گل خیسیم
Erfan ghadamgahi
Erfan ghadamgahi
خواندن ۳ دقیقه·۲ روز پیش

چرا انسان به لذت‌های زودگذر گرایش پیدا می‌کند؟

تقریباً همهٔ ما در زندگی با لذت‌هایی روبه‌رو شده‌ایم که در چند لحظه ما را خوشحال کرده‌اند اما اثرشان چندان دوام نیاورده است. ساعت‌ها گشت‌وگذار در فضای مجازی، تماشای بی‌وقفهٔ فیلم و ویدئو، خریدهای هیجانی، فرار از مسئولیت‌ها، سیگار کشیدن، مصرف مواد، تماشای محتوای جنسی یا حتی خیره شدن به صحنه‌های دلخراش و تکان‌دهنده، همگی می‌توانند نمونه‌هایی از لذت‌ها یا کشش‌های زودگذر باشند.

اما پرسش اینجاست که چرا انسان گاهی این تجربه‌های کوتاه را بر دستاوردهای بزرگ‌تر و ماندگارتر ترجیح می‌دهد؟

شاید نخستین دلیل را بتوان در کمبود شادی‌های عمیق جست‌وجو کرد. انسانی که در زندگی خود احساس معنا، پیشرفت، دوستی، عشق یا موفقیت نمی‌کند، معمولاً به دنبال راه‌های سریع‌تری برای تجربهٔ خوشحالی می‌گردد. در چنین شرایطی، لذت‌های زودگذر مانند مُسکّنی عمل می‌کنند که درد را برای مدتی کوتاه آرام می‌کند، اما علت آن را از میان نمی‌برد.

گاهی مسئله حتی فراتر از شادی است. بعضی انسان‌ها نه به دنبال لذت، بلکه در جست‌وجوی فرار هستند؛ فرار از تنهایی، اضطراب، شکست، بی‌حوصلگی یا احساس پوچی. در چنین وضعیتی، سیگار تنها دود نیست؛ مکثی کوتاه میان فشارهای زندگی است. مواد تنها یک مادهٔ شیمیایی نیستند؛ تلاشی برای خاموش کردن صدایی آزاردهنده در درون انسان‌اند. حتی گاهی تماشای محتوای جنسی یا صحنه‌های دلخراش نیز بیش از آنکه از کنجکاوی سرچشمه بگیرد، حاصل جست‌وجوی ذهن برای یافتن محرکی نیرومند است؛ محرکی که برای چند دقیقه او را از واقعیت روزمره جدا کند.

عامل دیگر، فشارها و نگرانی‌های زندگی است. ذهن خسته و مضطرب کمتر به آینده می‌اندیشد و بیشتر به دنبال آرامشی فوری می‌گردد. به همین دلیل بسیاری از افراد در روزهای سخت، بیش از همیشه به سرگرمی‌های لحظه‌ای یا عادت‌های ناسالم پناه می‌برند.

نبود هدف نیز نقش مهمی در این مسئله دارد. وقتی انسان نداند برای چه تلاش می‌کند، طبیعی است که انگیزه‌ای برای چشم‌پوشی از لذت‌های فوری نداشته باشد. کسی که مقصد روشنی پیش روی خود نمی‌بیند، معمولاً در ایستگاه‌های کوتاه‌مدت زندگی توقف می‌کند. چرا باید رنج راهی طولانی را تحمل کرد وقتی مقصدی در افق دیده نمی‌شود؟

از سوی دیگر، جهان امروز نیز ما را به سوی این لذت‌ها سوق می‌دهد. بسیاری از برنامه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، تبلیغات و حتی برخی صنایع، بر پایهٔ جلب توجه انسان بنا شده‌اند. هرچه محرک قوی‌تر باشد، شانس بیشتری برای تسخیر ذهن خواهد داشت. در چنین فضایی، مقاومت در برابر لذت‌های آنی آسان نیست.

نکتهٔ جالب آن است که انسان همیشه به دنبال لذت نیست؛ گاهی به دنبال هیجان است. به همین دلیل برخی افراد ساعت‌ها به تماشای صحنه‌های خشونت‌آمیز، اخبار تلخ یا اتفاقات تکان‌دهنده می‌نشینند. این تصاویر اگرچه ناخوشایندند، اما ذهن را از یکنواختی بیرون می‌آورند. گویی مغز، حتی هیجان منفی را بر بی‌حسی و بی‌تفاوتی ترجیح می‌دهد.

با این حال، راه حل در جنگیدن با هر نوع لذت نیست. انسان به شادی نیاز دارد. مسئله آن است که لذت‌های زودگذر جای لذت‌های عمیق را نگیرند. مطالعه، یادگیری، دوستی‌های سالم، هنر، ورزش، خلق کردن، دوست داشتن و تلاش برای رسیدن به اهداف ارزشمند، شاید در لحظه به اندازهٔ یک محرک سریع هیجان‌انگیز نباشند، اما ثمره‌ای ماندگارتر دارند.

لذت‌های زودگذر مانند جرقه‌اند؛ روشن می‌شوند و زود خاموش می‌گردند. اما لذت‌های عمیق، شبیه چراغی هستند که آهسته روشن می‌شود و دیرتر از یاد می‌رود. شاید بسیاری از مشکلات انسان از آنجا آغاز می‌شود که در .تاریکی، جرقه را با چراغ اشتباه می‌گیرد.

انسانشبکه‌های اجتماعیفضای مجازیروانشناسی
۰
۰
Erfan ghadamgahi
Erfan ghadamgahi
ما همه ماهی افتاده به روی گل خیسیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید