بازگشت کامران خان از فرنگ

در خبرها خواندیم که آقا کامران سلطان جنگل جهت ازدواج و تولید مثل به ایران تشریف آورده‌اند و در هتل باغ وحش ارم ساکن شده‌اند.

‎به باغ وحش ارم رفتیم تا مصاحبه‌ای با ایشان داشته باشیم.

‎(شایان ذکر است در حین انجام این مصاحبه متوجه شدیم نام کامران توسط مسئولین مربوطه به هیرمان تغییر یافته است.)

‎من: سلام کامران خان، حالتون خوبه؟

کامران: سلام ، بد نیستم.

‎من: ممکنه خودتون رو برای خوانندگان ما بیشتر معرفی کنید؟

کامران: کامران شیرزاد، ۶ساله، فرزند کمال.

‎من: کامران خان چه احساسی دارید که در ایران هستید؟

‎کامران: عرررر عرررر (این قسمت باید ترجمه بشه: خیلی خوشحالم و در پوست و یال خود نمیگنجم.)

‎من: در جریان تغییر اسمتون هستید؟

‎کامران: نمیدونم چی شده یکی در میون منو هیرمان صدا می‌کنن. ولی از اونجایی که اسم منو پدربزرگم انتخاب کرده و کل خاندان ما اول اسمشون با "کاف" شروع میشه، باید یه اسم بهتر انتخاب می‌کردن. البته حالا که اسمم رو عوض کردند با توجه به وضعیت فعلیم پیشنهاد می‌کنم یکباره نام خانوادگیم هم تغییر بدن و بشم "هیرمان بدشانس".

‎از اونجایی که کامران یعنی عیاش و خوشگذران و این تغییر اسم از سوی مسئولین محترم این خبر رو به من میده که اینجا مثل باغ وحش‌های انگلیس نیست و دیگه از بخور بخواب خبری نیست و باید کار کنم، یه جورایی انگار دوران خوشی ما به سر اومده.

‎من: سفر چطور بود؟

‎کامران: سفر خوبی بود، البته من نمی‌دونستم کجا قراره بیام و گفتن میریم ایرلند خواستگاری که سر از ایران در آوردم، میگن اینجا خونه اجدادی ماست. فقط حدود ۴ساعت در فرودگاه جهت کارهای گمرکی طول کشید که فکر می‌کنم ما تونستیم با حضورمون مسئولین فرودگاه و گمرک رو غافلگیر کنیم و گرنه این مقدار معطلی عجیب بود.

‎من: اونطور که ما شنیدیم قراره عروس خانوم از ایرلند به ایران منتقل بشن و مراسم ازدواج در تالار باغ وحش ارم برگزار بشه؟

‎کامران: اینطور میگن.

‎من: روی صورتتون جای زخم می‌بینم که بنظر جدید میاد؟

‎کامران: بله تو فرودگاه وقتی که فهمیدم آوردنم ایران خواستم برگردم که یکی از مسئولین زحمت کشید و منو قانع کرد که راه برگشتی نیست.

‎من: نگرانی خاصی تو چشماتون دیده میشه؟!

‎کامران: نه فقط شنیدم اوضاع گوشت اینجا اصلا مناسب نیست و باید برای خرید یکی دو کیلو ساعت‌ها در صف بایستیم اونم برای نوع یخ زده‌ش که مورد علاقه‌م نیست.

‎میگن تو باغ وحش‌های ایران به شیرها پای مرغ میدن و من اصلا نمی‌دونم این غذا چی هست.

‎من: قطعا این طور نیست و باغ وحش‌های ما از بهترین باغ وحش‌های دنیا هستن و این حرف‌ها برای تخریب روحیه شماست بهتره باور نکنید.

‎هیرمان خان در پایان اگه حرفی باقیمونده برای خوانندگان ما بفرمایید.

‎کامران: چند تا نکته رو لازم میدونم بگم، از بازدیدکنندگان محترم تقاضا دارم وقتی به دیدن ما میان از دادن میوه و پفک به ما خودداری کنن چون من فقط گوشت می‌خورم، اونم گوشت تازه. انقد با من شوخی‌های کلامی نکنن، اسمم رو مسخره نکنن و سعی نکنن باهام سلفی بندازن.

‎من: ممنون هیرمان خان از اینکه وقتتون رو در اختیار ما قرار دادید. میشه یه عکس سلفی هم بگیریم؟

‎کامران: خواهش می‌کنم:|


روزنامه آرمان امروز - دوشنبه ۱۶ اردیبهشت