شاعر: احسان کاوه
تقدیم به خش صدای محسن چاوشی و صدای خوش حقیقت و انسانیت
از حنجرهات رو به خدا پنجره داری
چاووش، نوایی است که در حنجره داری
هم بانگ سروشاست و هم آهنگ خروشاست
در سینه دَری رو به دُری نادره داری
عیّار تویی اهل حیایی، نه هیاهو
معیارِ تمیزِ سره از ناسره داری
آوازه ظلم است و صدایت خش خشم است
از بغض، به فریادِ بلندت گره داری
آزاده تویی، مرد وطندوست، نه تندوست
فریاد تفرعنفکنی یکسره داری
گفتی: غمی از هیچ ابر قدرتکی* نیست
مردِ وطن و مردمی و جوهره داری
بیدادگری در سرِ ناساز زمانهاست
مرغ سحری، ناله ازین زنجره داری
مطرب! بده آواز، که جانها بنوازد
این دستِ درستیاست که بر دایره داری
این حنجره، این باغ صدا*، باغ بهشتاست
از حنجرهات رو به خدا پنجره داری
*هیچ ابرقدرتکی، مرد تسخیرش نیست / زن اگر تهمینه، مرد اگر تهمتن است...
* مرحوم قیصر امینپور: این حنجره این باغ صدا را نفروشید