ویرگول
ورودثبت نام
چاوک
چاوکبرای خوانده نشدن
چاوک
چاوک
خواندن ۲ دقیقه·۱ سال پیش

جمله ی نحس «حادثه خبر نمیکند!»

حادثه خبر نمیکند
حادثه خبر نمیکند

جمله «حادثه خبر نمیکند» رو بیشتر تو خبرهای ترافیکی شنیده بودم تا روزیکه اتفاق افتاد. اولش فکر میکردم مثل فیلم هاست. فکر میکردم حتما یه یادداشت خداحافظی وجود داره. وقتی از بیمارستان رسیدیم خونه گوشه به گوشه اتاق رو دنبال یه برگه یادداشت میگشتیم. من کمتر، بقیه بیشتر. احساس من تا جاییکه یادمه بیشتر خشم بود تا سوال راجع به اینکه «چرا؟» . سر تا پای وجودم مثل یه آتشفشان در حال جوشیدن بود. برای آدم سخته بپذیره بعضی اتفاقات دلیلی پشتشون نیست. فقط اتفاق می افتند و تمام. زندگی اینطوری خیلی پیش بینی ناپذیر و ترسناکه پس دنبال دلیل میگردیم.

صدای محیط، همه ضجه مویه و اشک و ناله بود. مادرم نفرین میکرد و به دنیا و کائنات بد و بیراه میگفت. خاله ها و عمه ها دور مامان رو گرفته بودن و سعی میکردن آرومش کنن: «به خاطر بقیه بچه هات باید دوام بیاری » و … . اولویت بندی توی توجه به عزادار اینجوری بود: مادر متوفی - پدرش - خواهرش و نهایتا برادر.

یادداشتی نبود. همه جا رو گشتیم و فهمیدیم هیچ چیز مثل فیلمها نیست. یه برگه کاغذ پیدا نمیکنی که متوفی توش به همه سلام کرده باشه و بابت تصمیمش از همه عذر بخواد. دلیل کارش رو توضیح بده تا همه رو دچار عذاب وجدانِ «نکنه تقصیر من بوده؟» نکنه. نهایتا یه خداحافظی پر تب و تاب بکنه و…. هیچ چیزی شبیه فیلم ها نیست.

مثل فیلمها صحنه بعد از بیمارستان ناگهان شیک و مرتب با عینک دودی سر مزار نیستی. باید بری از توی کیف مدارک عکسش و شناسنامه ش رو پیدا کنی. عکس واسه اعلامیه و شناسنامه واسه باطل کردن. انتخاب بین عکسها از دردناک ترین لحظه هاست. باید طرح مورد نظرت روی اعلامیه رو هم انتخاب کنی! به هر حال خانواده درجه اولی و نظرت مهمه. راستی باید بری و جنس و رنگ سنگ قبر رو هم انتخاب کنی و همه تلاشتو بکنی که حین انجام اینها غش نکنی، ضجه نزنی، دیوونه نشی، نمیری.

خبر بد اینکه نمیمیری! مسئولیتی داری که باید انجامش بدی. برای اولین بار یاد میگیری که چسب مناسب چسبوندن اعلامیه روی دیوار اسمش چیه؟ و چه ساعتی از شب باید بری بچسبونیشون. همزمان که سعی میکنی چسب رو درست اسپری کنی نگاهت رو از روی برگه اعلامیه میدزدی تا با چشماش مواجه نشی و نشینی کنار جوب زار بزنی.

هیچ چیزش شبیه فیلمها نیست و زمان خیلی کند میگذره. مطمئنی که از این مصیبت زنده بیرون نمیای یا بهتر بگم امیدواری زنده بیرون نیای ولی این اتفاق نمی افته. زنده میمونی و این تنها قسمتشه که شبیه فیلم هاست.

عذاب وجدانسوگ
۳
۰
چاوک
چاوک
برای خوانده نشدن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید