ویرگول
ورودثبت نام
elizabeth darcy
elizabeth darcy
elizabeth darcy
elizabeth darcy
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

بیماری نویسنده ها

توی کتاب" پرونده هری کبر" ، از بیماری ای صحبت می‌کند به اسم بیماری نویسندگان.مربوط به وقتی می شود که یک نویسنده اثری پرفروش( و خفن) می‌نویسد و بعد از آن دچار خشکی مغز و بی موضوعی می شود و نمی‌تواند چیزی بنویسد.، خب ،به گمانم دچار بیماری نویسنده ها شده م!

(این یک مقدمه نسبتا طولانی بنظر میرسد،نه؟ ولی چاره ای نداشتم.باید برای رساندن منظورم این توضیح ها را می دادم)

من عاشق خرید سررسید و دفتر هستم.هرچیزی که بشود تویش نوشت و ثبت کرد.اما بعد ا ز چند صفحه نوشتن، دیگر نمیتوانم ادامه بدهم.از نوشتن فرار می کنم و علائم بیماری نویسنده ها در من بروز می کند.بعد هم بطور معمول آن سررسید / دفتر خاطرات /دفترچه جیبی را کنار می‌گذارم و تا مدتها چیزی درآن نمی نویسم .گاهی حتی تا چندسال.. و یک مورد حل نشده دیگر،من از برگشت و خواندن نوشته های قدیمی م بدم می آید.نمی دانم چر ا.نوشته هایم را با یک حس تحقیر یا همچین چیزی می‌خوانم(اگر بخوانم).هنوز نتوانسته م برای آن حس معادل کلمه ای پیدا کنم.

دیگر حرفی برای گفتن ندارم .جز اینکه اقرار کنم از ابتدای تایپ این متن و نوشتن عنوان، این حس توی سرم می‌چرخد که : بیماری نویسنده ها؟ چه غلطا! مگر تو نویسنده ای ؟ ها ها .

۱۵بهمن۱۴۰۴

روزمره نویسیخاطرهنویسندگی
۷
۲
elizabeth darcy
elizabeth darcy
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید