Ivy·۴ روز پیشآرزوی خاطره!این روزا بیشتر اینو باخودم تکرار میکنم :کاش این روزها خاطره بشن!...و خب من الان باید چیکار کنم وقتی نمیخوام این پستم ۳۰۰ کاراکتر باشه ؟!شای…
ورق کاهی ( سعیده مظفری )·۲ ماه پیشاستوانه.استوانهمن یک مادر جوان کم عقل، چرا بقیه گذاشتند با بچهی چهل روزه بروم سفر؟ این دستم به آن دستم میگفت:« زکی» با این حال با طاها و دخترمان…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۲ ماه پیش322. نرابشروع سال تحصیلی امسال برای من با تمام سالهای گذشته متفاوت است. تعدادی از دوستان که حمید گل سر سبد آنها بود، دیگر نیستند. یا امتیازشان بیشتر…
زهرا صالحی·۲ ماه پیشروزگاردنیا بزرگه، اما در قاب چشمان ما چه متلاطمه… این شعر درباره تنهایی، خاطرهها و تردیدهاست.
زهرا صالحی·۲ ماه پیشیکی بود یکی نبودنوستالژی کودکی و خاطرههای رنگی که گذشت… این شعر یادآور گذشته و رنگ زندگیه.
'Salarovski'·۲ ماه پیشحاجی پیرِمَرددر قایقی نیمهشکسته وسطِ یک آبیِ بیانتهای دورازخشکی نشسته بودیم. شباهتی عمیق با او را در خودم حس میکردم.
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۲ ماه پیش321. شهریورخوب شد که قبل از شروع امتحان خودم را در آینه دیدم، وگرنه جلو بچه ها به کلی آبرویم می رفت و تا مدتها به نام حاجی فیروز در بین آنها معروف می…
اینجا کسیست پنهان·۲ ماه پیشتعلقاین ولنتاین تماما متعلق به خودم بودم، برای خودم یه دسته گل پر از رزهای زرد خریدم و با خودم رفتم کافه و نوشیدنی مورد علاقم رو خوردم.من همیشه…