من سندرم نقش دوم دارم. نه مطابق با آن تعریفی که جا افتاده.مشکل من از بچگی این بوده که هیچوقت خودم را نقش اصلی نمی دانستم.همیشه احساس میکردم برای نقش اول بودن زیادی زشت/ دوست نداشتنی/ ناجالب/غیر خاص ، و مانند این ها هستم.به کتاب خواندن و نوشتن رو آوردم و سعی کردم در آن بهترین باشم.بعد که دنیایم بزرگتر شد، دیدم در اینها هم بسیار سطح پایین و اول کار هستم و دست بالای دست من خیلی هست. خلاصه که، بله.سندرم نقش دوم دارم🤷♀️
انتخاب اسم کاربری و عکس پروفایلم هم همین موضوع به ذهنم رسید.که اووو ،چه غلطا، تو کجا و شخصیت دوست داشتنی ای مثل الیزابت دارسی کجا؟ . ولی دلم خواست اینجا کمی بندهای ذهنی م را شل کنم و اگر شما اجازه بدهید، لاقل اینجا کمی آسان بگیرم بر خودم. خواندن یادداشتهای روزانه ال.ام.مونتگومری را شروع کردم و شور نوشتن روزانه به دلم افتاده(شور را به معنای شوق استفاده کردم)،ولی چون کمی هم شهوت دیده شدن و خوانده شدن دارم ، دلم نمیخواهد توی دفتر بنویسم و منتشر نکنم. اینجا را مناسبترین مکان برای نوشتن می دانم.نه آنقدر دیده نمیشوی و نه آنقدر می شناسندت که اذیت شوی.