چند روز پیش میخواستم #تپسی بگیرم که متوجه شدم آیکونهای جدید سرمایه گذاری و خرید رمزارز و خرید آنلاین طلا به سوپر اپ اضافه شدهاند.

ناخودآگاه یاد روزهایی افتادم که همراه تیم فوقالعاده تپسی روی محصول صرافی رمزارز تب اکس و #تپسی_فای کار میکردیم.
یکی از مواردی که ازش یاد گرفتم رو میخواهم باهاتون به اشتراک بذارم شاید جالب باشه.
گاهی بهترین Feature، حذف یک تصمیم از روی دوش کاربر است.
نسخه اولیه محصول بر پایه Order Book طراحی شده بود؛ درست مانند بسیاری از صرافیهای حرفهای. کاربر باید خودش قیمت خرید یا فروش را وارد میکرد و منتظر میماند تا سفارشش با سفارش دیگری تطبیق پیدا کند.
از نظر فنی، همهچیز درست کار میکرد.
حتی اگر Roadmap را نگاه میکردید، مسیر مشخص بود؛ توسعه قابلیتهای بیشتر برای یک صرافی حرفهای.
اما درگیر یه موردی بودیم همین مسیر درسته برای این که کاربران تپسی بتونند رمزارز بخرند :
آیا این همان تجربهای است که کاربران هدف ما به آن نیاز دارند؟
با بررسی رفتار کاربران و تحلیل User Experience (#UX) متوجه شدیم بخش بزرگی از مخاطبان، تریدر حرفهای نبودند. آنها فقط میخواستند سریع و بدون پیچیدگی، رمزارز بخرند یا بفروشند و یا با اعتمادی که به برند تپسی داشتند در تپسی دارایی خودشون رو هولد کنند و ازش نگهداری کنند.
همین مشاهده باعث شد یکی از فرضهای اصلی #Roadmap را به چالش بکشیم.
به جای اینکه کاربر قیمت را وارد کند، تصمیم گرفتیم قیمت بهصورت خودکار در فرم قرار بگیرد و کاربر فقط مقدار خرید یا فروش را مشخص کند.
البته این تصمیم یک چالش مهم هم داشت.
اگر قیمت نمایش دادهشده دقیق نبود، هنگام تأمین سفارش در بازار واقعی، کسبوکار متحمل زیان میشد.
برای حل این مسئله، یک سرویس طراحی کردیم که قیمت را بر اساس Order Book یکی از پارتنرهای تأمینکننده محاسبه میکرد. برای هر رمزارز، عمق مشخصی از بازار را در نظر میگرفتیم، میانگین قیمت آن عمق را محاسبه میکردیم و سپس کارمزد پارتنر تأمینکننده را نیز به آن اضافه میکردیم تا قیمت نهایی، هم برای کاربر شفاف باشد و هم ریسک مالی کسبوکار را پوشش دهد.
در واقع، هدف فقط سادهتر کردن Purchase Flow نبود؛ بلکه باید همزمان Risk Management و مدل درآمدی نیز حفظ میشد.
بعد از انتشار این تغییر، یکی از مهمترین شاخصهایی که بررسی کردیم، Conversion Rate صفحه معامله (Trade) بود.
نتایج نشان داد کاربران راحتتر فرآیند خرید را تکمیل میکنند، حجم معاملات افزایش پیدا کرد و کاربران بیشتری اولین خرید خود را انجام دادند.
این تجربه یک درس مهم برای من داشت:
گاهی مسئله این نیست که #Product امکانات کافی ندارد؛ مسئله این است که از کاربر میخواهیم تصمیمی بگیرد که اصلاً نباید بر عهده او باشد.
از آن روز، هر بار که روی یک Feature جدید کار میکنم، قبل از اینکه از خودم بپرسم «چه قابلیتی باید اضافه کنیم؟»، یک سؤال دیگر میپرسم:
«کدام تصمیم را میتوانیم از دوش کاربر برداریم؟»
به نظر من، یکی از مهمترین وظایف یک #ProductManager فقط ساختن قابلیتهای جدید نیست؛ بلکه حذف پیچیدگیهای غیرضروری از مسیر کاربر است.
یاد همه دوستان تیم تپسی به خیر و شادی امیدوارم که همگی سالم و سلامت باشند همیشه.
هادی مجاهدی - نیما میرزایی - صالح اولیا - هستی - مجید - محمد - علی - مصطفی و...
البته این نسخه ی که الان روی تپسی هستش با پارنترهایی دیگه ران شده.
شما در پروژههای خودتان تجربهای داشتهاید که حذف یک مرحله یا یک تصمیم، تأثیر بیشتری از اضافه کردن یک Feature جدید داشته باشد؟