ویرگول
ورودثبت نام
قلم(:
قلم(:خلق نشدیم که خلق را راضی کنیم!
قلم(:
قلم(:
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

دنیای غریبه

دنیا همیشه برایم غریبه بوده،

انگار هیچ‌گاه جایی در آن نداشته‌ام.

شب می‌آید، روز می‌رود...

و در این رفت‌وآمد بی‌پایان،

نه نشانی از خوشبختی می‌یابم،

نه ردپایی از خنده.

همه‌چیز سرد است و خاموش،

گویی روح من در جهانی دیگر پرسه می‌زند،

جهانی بی‌نسبت با این خاک و این زمان.

اینجا هر لحظه باری‌ست بر دوش،

و من تنها،

تماشاگر فراموش‌شده‌ایم

میان سکوتی بی‌انتها...

):

دنیاتنها
۵۰
۸
قلم(:
قلم(:
خلق نشدیم که خلق را راضی کنیم!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید