بابک اشکانیان·۲ روز پیشامروزخب قراره کاغذ رو با آتیش بکشم و خودمو باهاش بسوزانمسوال درستی پرسیدی منم جواب خوبی براش دارم فایده این سوختنا اینه که جاش می مونه و هر وقت…
namelessfate·۲ روز پیشآخرای دی….روز نمیدونم چندم بدون اینترنت…امروز دیگه واقعا کم آوردم ،کلافم…حس خفگی دارم ..همش دنبال یه راهیم که بتونم با دوستام چت کنم…دلم برای اس ام ا…
بابک اشکانیان·۱ ماه پیشتنهادر این روزهای شلوغ و پرهیاهو،مدام خودم را حضور و غیاب میکنم؛گاهی غایبمو گاهی غایبتر.قبلاً وقتی مینوشتم،احساس میکردم برای لحظهایاز غیبت…
selin._.·۱ ماه پیشبغضی که معلوم نیست از کجا میاد...بنظرم بدترین چیزی که میتونه وجود داشته باشه خیانته.خیانت برای من یعنی دروغ گفتن ،دورو بودن ،یعنی ذات خراب وزشت ،یعنی دیگری را دور انداختن و…
Mary·۲ ماه پیشبد تر از بدتربی انگیزه تر از همیشه ام عمیقا حال زندگی کردن ندارممثل یه بچه که منتظر باباشه از سرکار بیاد و بعدش براش بسیتی بگیره منتظره مرگم همونقدر ام…
بابک اشکانیان·۲ ماه پیشنقابِ بی نقابینگاهت همچون آیهای است که بر من وحی شده،رفارت آینهای است که خودم را در آن میبینم.تو را نمیشناسم، نه جهت ات را می شناسم و نه صدایت را شنی…
parsax x·۲ ماه پیشمثل شبح پرسه میزدم تو خیابون خیسدلم میخواست ببینمش نه از دور، از دل... اما منو نمیدید، چون دیده نمیشدم؛ مثل شبح پرسه میزدم تو خیابون خیس. دعا میکردم تو خوابم بیاد…
بابک اشکانیان·۲ ماه پیشافیونی به نام نوشتننوشتن برای من دیگر نه شغل است، نه عادت بلکه زخمیست باز، که مرهمش تنها واژههاست.هر کلمه، قطرهی خونیست که از درونم میچکد،و هر جمله، فریا…
Just a Girl·۲ ماه پیشتنهاییم رو دزدید و من تنهاتر شدمشده تو اوج تنهایی آرزو کنی یکی بود که حالات رو میفهمید؟ که اون حسهای لعنتی ای که تجربه کردی براش عجیب نبود؟ از من بشنو، اونقدری که فکر م…