دیالوگنویسی از آن نوشتنهای لذتبخشیاست که هرگز آن را ترک نمیکنم.
چرا؟ چون باور دارم کلمات، وقتی زنده و پویا باشند، در تار و پود ذهن انسان اثر میگذارند.
بهویژه در دنیای پر از سر و صدای امروز که گاهی یک خبر ملالانگیز در کسری از ثانیه ذهن و گوشت را خراش میدهد و آرامشت را میگیرد.
در چنین جهانی، ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم لحظهای بایستیم، درونمان را مرور کنیم، به احساساتمان گوش بدهیم و ببینیم واقعاً چه چیزی در ما میگذرد.
به نظرم نویسندگی، بهویژه دیالوگنویسی، این فرصت را به ما میدهد که درد را بشنویم، ببینیم، لمس کنیم و آن را به کلمه تبدیل کنیم.
همین دیالوگ کوتاه از فیلم «جامانده» جرقهای در ذهنم روشن کرد:
«درد از بین نمیرود،
ولی یاد میگیری چطور با آن زندگی کنی.»
گاهی فقط همین یک جمله کافیاست تا قلم دست بگیری و بنویسی. بنویسی از زنی هشتاد و چندساله که هنوز زخمهای دوران کودکیاش را در کلامش حمل میکند.
از روابطی که هنوز درگیر ابهام و خشمی قدیمیاند.
از دلهایی که سالهاست برای حرف زدن، برای فهمیده شدن، صبوری کردهاند.
دیدن آدمهایی که برای هر آنچه دلشان میخواهد، قدرت خرید دارند اما هنوز نمیدانند چطور باید با غمهایشان کنار بیایند، برایم تکاندهنده است.
خرید کردن برایشان مثل گذاشتن چسب روی زخمیاست که هنوز عفونت دارد.
احساسات نادیده گرفته شده، خاموش نمیشوند؛ بلکه درون آدم رشد میکنند و گاه به جسمت هم حمله میکنند.
من هم مدتی درگیر تشویشهایی بودم
اما بعد ها فهمیدم که راه نجات، نه در انکار احساسات است، نه در سرکوبشان.
بلکه در نشستن ودرک آنهاست. در شنیدن صدای درونی خودت، در فهم و درک ریشههای آنهاست.
👌نویسندگی، و مخصوصاً دیالوگنویسی، کمک میکند آن لایههای پنهان احساس را ورق بزنی.
کمک میکند حرفهایی که هرگز به زبان نیاوردهای را، در دهان یک شخصیت بگذاری و نفسی راحت بکشی.
گاهی آنچه جرات گفتنش را نداری، در قالب یک دیالوگ از زبان قهرمان داستانت بیرون میآید، و تو هم با او شفا پیدا می کنی.
گاهی با نوشتن، نهفقط قصهای میسازی، بلکه خودت را بازنویسی میکنی.
📍بنا بر این در دنیای نویسندگی،
هر دیالوگ چون پلی است؛
پلی میان سکوتِ و فهمیدنِ خودمان
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
