شاید بارها نشستی و از خودت پرسیدی: من واقعا در زندگی چی می خوام؟ شغل، مسیر زندگی، هدفم کجاست؟
اما جوابی روشن پیدا نکردی این به این دلیل نیست که بی استعداد هستی یا هدفی در زندگی نداری.
بلکه چون یک چیز پنهان در وجود ما کارش را خوب بلد است : سرو صدای ذهن و بعد جامعه.
ما در دنیایی زندگی می کنیم که روزانه میلیون ها صدا به ما می گویند باید چی باشیم مثلا:
این مد شده، دنبال کن. فلان کار پول سازه، برو همون جا. همه ازدواح گردن تو هم ازدواج کن.
نتیجه: ذهن ما مثل اتاقی پراز صدای متنناقض می شود و صدای واقعی خودمان گم می شود.
پس چرا نمی دونی چی می خواهی؟ زیرا هنوز خودت را واقعا تجربه نکردی.
اکثر آدم ها به جای این که کشف کنند چه چیزی از درون آنها را زنده می کند، فقط به دنبال چیزی می گردند که برایشان "خوب، پرسود، به نظر می رسد.
بدون تجربه و بدون سکوت ذهن و بدون نوشتن یا درونگری هیچ قطب نمایی شکل نمی گیرد.
راهکارهایی برای کشف خواسته هایت:
روزانه چند دقیقه فقط بنویس بدون حواس پرتی های اطراف.
وقتی هیچکس قضاوتم نمی کند دوست دارم چه کار کنم؟
به خودت اجازه اشتباه کردن بده شاید امروز چیزهایی رو انتخاب کنی و فردا نظرت عوض بشه.
اگر مدت هاست نمی دونی چی می خواهی همین امروز یک دفتر بردار و بنویس: من دنبال چه چیزی نیستم؟
این سوال ساده شروع مسیر شناخت واقعی خودته منتظر جواب نهایی نباش فقط شروع کن. چیزی که می خواهی پشت حرکت تو پنهان شده، نه پشت فکر کردن زیاد.
