مروری بر کتاب «همه چیز بودن»

اواخر اسفند سال گذشته بود. سرمای سختی خورده بودم و نمی توانستم از تخت بیرون بیایم. یکی از ویژگی های من این است که هر چقدر هم بدنم رنجور باشد و ساکن، ذهنم آرام و قرار ندارد و باید به چیزی مشغول باشد. طاقچه را باز کردم. ویترین آن روزش چینشی بود از کتاب های نشر نوین. داشتم کتابها را بالا و پایین می کردم که چشمم خورد به کتاب «همه چیز بودن». بازش کردم و فهرست را که دیدم فهمیدم این کتاب ، کتابِ من و این روزهای من است.
همیشه این دغدغه و مشکل را داشتهام که میخواستم همزمان چند علاقه را پیش ببرم و همیشه هم بازخوردهای منفی گرفتهام که «ای بابا! روی یک کار تمرکز کن، اینقدر از این شاخه به آن شاخه نپر!»، درست هم میگفتند و حالا هم نمیخواهم نتیجه بگیرم که من هم یکی از آن چندپتانسیلیها هستم که درک نشدم و روضه بخوانم. اما باید اعتراف کنم که این کتاب مرا در مسیر خودشناسیام چند گام جلو برد.

کتاب همه چیزبودن از امیلی واپنیک یک راهنمای عملی برای کسانی است که چند علاقه و استعداد دارند.شاید شما هم گاهی حس کردهاید «باید یکی باشید» اما در دلتان چند چیز مختلف را دوست داشتهاید. باید بگویم به احتمال زیاد این کتاب برای شماست. امیلی واپنیک در کتاب «همه چیز بودن» میگوید داشتن چند علاقه ضعف نیست؛ یک ظرفیت است که با چهارچوب و تمرین میتوان آن را تبدیل به زندگی و کار معنادار کرد.
چرا این کتاب مهم است؟
در مدارس و فضای کاری رایج از ما خواسته میشود یک مسیر انتخاب کنیم و تا انتها ادامه دهیم. اما بعضیها از تنوع، ترکیب ایدهها و تغییر انرژی لذت میبرند. امیلی واپنیک این افراد را «چندپتانسیلی» یا Multipotentiality مینامد و نشان میدهد این گرایش میتواند منبع خلاقیت، نوآوری و حتی درآمد باشد، اگر با نظم و روش مدیریت شود.
کتاب تلفیقی است از روایتهای شخصی، مثالهای واقعی و تمرینهای کاربردی. امیلی ابتدا مفهوم «چندپتانسیلی» را تعریف میکند، بعد چهار مدل کاری معرفی میکند تا نشان دهد چگونه میتوان علایق مختلف را سازمان داد، و در آخر ابزارها و تمرینهایی برای آزمایش ایدهها و مدیریت انرژی ارائه میدهد.
چهار مدل کاری پیشنهادی
Group Hug: ترکیب در یک نقش
همه علاقهها را در یک پروژه یا کسبوکار جمع میکنید؛ مثلاً معلمی که همزمان پادکست میسازد و محتوا تولید میکند.
Slash: عناوین چندگانه
خودتان را با چند عنوان معرفی میکنید (مثلاً نویسنده/طراح/مربی) و همزمان روی هر کدام کار میکنید.
Einstein: تخصص + ترکیب
در یک زمینه تخصصی عمیق میشوید و از سایر علاقهها برای نوآوری استفاده میکنید.
Phoenix: چرخهای
دورهای روی یک علاقه تمرکز میکنید و بعد از آن دوره به سوی علاقه دیگری میروید؛ چرخهای و احیاگر مثل ققنوس.
این مدلها ثابت نیستند؛ میتوانید آنها را ترکیب کنید یا در طول زندگی بینشان جابهجا شوید.
تفاوت «چندپتانسیلی بودن» با «پرتفولیوی شغلی (چند شغل همزمان: Portfolio Career) داشتن
چند وقت پیش با مفهومی به نام پرتفولیوی شغلی آشنا شدم. ناگهان یاد این کتاب افتادم. کمی جستجو کردم تا ببینم این دو مفهوم با هم چه ارتباطی دارند. بهنظر میرسد گاهی این دو با هم اشتباه گرفته میشوند، درحالیکه ماهیت و هدف آنها با هم فرق دارد:
چندپتانسیلی: یک هویت/گرایش درونی است؛ میل به یادگیری و کنجکاوی درباره حوزههای مختلف.
پرتفولیوی شغلی (Portfolio career) یک استراتژی شغلی است؛ داشتن چند منبع درآمد یا چند نقش همزمان بهمنظور تنوع در درآمد، و برای انعطاف یا کاهش ریسک اقتصادی.
نکتههای کلیدی برای این تمایز:
چندپتانسیلی میتواند متوالی باشد (یکی بعد از دیگری)، اما پرتفولیو معمولاً همزمان است.
هدف چندپتانسیلی بیشتر رشد شخصی و رضایت فکری است؛ اما پرتفولیوی شغلی اغلب یک استراتژی اقتصادی و ساختارمند است.
همپوشانی وجود دارد: بسیاری از چندپتانسیلیها درنهایت پرتفولیوی شغلی میسازند، اما همه دارندگان پرتفولیوی شغلی، لزوماً از نظر درونی چندپتانسیلی نیستند.
مثلاً اگر کسی هر چند سال یکبار روی مهارت جدید تمرکز میکند چندپتانسیلی است؛
اما اگر کسی همزمان طراح، مدرس و مشاور است تا درآمد متوازن داشته باشد، در واقع پرتفولیوی شغلی ساخته است.
درباره نویسنده کتاب، امیلی واپنیک
امیلی واپنیک نویسنده، سخنران و بنیانگذارِ «Puttylike» است؛ جامعهای برای چندپتانسیلیها که منابع و دورههای آموزشی فراهم میکند. سخنرانی TED او با عنوان Why Some of Us Don’t Have One شهرت جهانی یافت و کمک کرد مفهوم Multipotentialite فراگیر شود. امیلی در کتابش سعی کرده هم دلگرمی بدهد و هم ابزاری عملی معرفی کند برای کسانی که میخواهند چند علاقه را با هم پیش ببرند. زبان ساده و صمیمی، تمرینهای کاربردی و شهودی و مناسب برای کسانی که بین چند علاقه تردید دارند، از نقاط قوت کتاب است. البته باید توجه داشته باشیم که گرچه کتاب چهارچوب و آزمایش پیشنهاد میکند، اما نسخهای واحد برای همه نیست؛ نیاز به صبر، آزمون و تطبیق شخصی دارد و «نسخه سریع پولسازی» هم نیست.